مادر: باران زندگی!

با سلام

امروز چهارشنبه، یک روز قبل از اربعین است. قرار است فردا مادر را ببینم. در حال نگاه کردن پست "ای وای مادرم" در وبلاگم هستم، جمله "هیچ گاه مادران فرزندان خود را تنها نمی گذارند"، اشک بر چشمانم جاری ساخت. یاد مادر افتادم.

وقتی مدتی قبل در خدمتش بودم، هنوز هم "در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود".

هنوز هم "هر جا شده هویج هم امروز می خرد، بیچاره پیرزن، همه برف است کوچه ها"

و هنوز هم وقتی که خواب می رفتم با وجود بیماری خویش، "دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید، لیوان آب از بغل من زد کنار، در نصفه های شب"

یک خواب سهمناک و پریدم بحال تب، نزدیکهای صبح، او باز زیر پای من نشسته بود، آهسته با خدا،

راز و نیاز داشت"

...

با احترام،

معرفت

/ 5 نظر / 8 بازدید
جلیل پور

سلام استاد، امیدوارم حالتون خوب باشه، خیلی برای روزهای دانشجویی که در کنار شما داشتیم دلتنگم و همیشه به یادتون هستم. واقعا خوندن این شعر باعث میشه اشک تو چشمهای آدم حلقه بزنه. ایشالا خدا مادر بزرگوارتون رو در پناه خودش حفظ کنه. (اربعين يعني يگانه‌شدن با كربلا و بيگانه‌شدن از هر آنچه كربلاستيز و كربلا گريز است.)

سحر ملکی

با سلام خدمت شما خداوند وقتی می خواست عشق ومحبتش رو نسبت به انسان مثال بزنه عشق مادر به فرزندش رو بیان کرد . این یعنی این عشق یه عشق الهی ست . ازخدا می خوام هیچ بچه ای رو بدون این عشق نگذاره. خداوند حافظ همه ی مادرها باشه امیدوارم ما نیز فرزندان قدر دانی باشیم وهمچنین امیدوارم دراین چهل روزی که از شهادت سالارشهدا می گذردیاد گرفته باشیم حسین وار زندگی کنیم.[گل]

م طاهری

پس واقعا راسته که میگن بهشت زیر پای مادران است.

ارغوان

چه ربطی داشت آقای طاهری خیلی بی مزه ای

سحرملکی وفریده مهدوی

باسلام خدمت شما استادبزرگوار امروز ازبچه های دانشگاه شنیدیم که گویا مادر عزیزتان به رحمت خدارفته است با این که در صحت این خبر شک داشتیم،وظیفه ی خود دانستیم که این مصیبت بزرگ را به شما ودیگربازماندگان تسلیت عرض کنیم. امیدواریم غم آخرتان باشد. از طرف جمعی از دانشجویانتان