کاریکلماتور!

با سلام

امروز هنگامی که به نوشته های پیشین نگاه می کردم برخی کاریکلماتور های جالب را مرور می کردم. کاریکلماتورها در واقع نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) هستند که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند. زمانی که سالهای دوران ابتدایی را می گذرانم در  مجله گل آقا و یا روزنامه های متعدد تعداد قابل توجهی از این کاریکلماتور ها را می خواندم و اغلب از آنهایی که بیشتر لذت می بردم یادداشتی بر می داشتم. این کاریکلماتور ها اغلب محصول اندیشه آقای پرویز شاپور بود. برخی از آنها عبارتند از:

  • وقتی ابرها می گریند نباتات می خندند.
  • گل قالی در دست دخترک قالیباف می روید.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.
  • دلم به حال ماهی‌ها می‌سوزد چون هیچ کس اشکشان را نمی‌فهمد.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • غم، کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی
  • گاهی آهی شعله ای است.

و به قول آقای مهران مدیری: و دیگر هیچ!

گاهی خواندن عبارت ها و جمله های کاریکلماتوری می تواند موجب انبساط خاطر شود.

با احترام

معرفت

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
سنجد

اعداد درشد با صفرها رشد می کنند رشته سخن را به دست گرفت و کلاهي نو براي مردم بافت. در محضر عشق، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد. بعضي ها به پاي هم پير مي شوند و بعضي ها به دست هم اینم چندتا کاریکلیماتور دیگه

.........

سلام خسته نباشید از بچه شنیدم که حالتون خوب نیست خیلی ناراحت شدم . امیدوارم هرچه زودترسلامتیتون بدست بیارید. و بعد از اون بیشتر مراقب خودتون باشید .

سخايي

بیخودی خندیدیم که بگوییم دلی خوش داریم بیخودی حرف زدیم که بگوییم زبان هم داریم و قفس هامان را زود زود رنگ زدیم و نشستیم لب رود و به آب سنگ زدیم ما به هر دیواری آینه بخشیدیم که تصور بکنیم یک نفر با ماهست ما زمان را دیدیم خسته در ثانیه ها باز با خود گفتیم شب زیبایی هست! بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود ما خدا را با خود سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم ما به هم بد کردیم ما به هم بد گفتیم بیخودی داد زدیم که بگوییم توانا هستیم بیخودی پرسیدیم حال همدیگر را که بگوییم محبت داریم بیخودی ترسیدیم از بیان غم خود و تصور کردیم که شهامت داریم ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم از شما می پرسم ما که را گول زدیم ؟!