مرجع شناسی و فرهنگ بومی!

با سلام

یادم هست که وقتی درس مرجع شناسی را در دوره کارشناسی می خوانیدم استاد درس مرجع شناسی یعنی استاد مجذوب صفا همواره تاکید می کرد که یکی از نقش های کتابدار مرجع حفظ آثار بومی و ملی است. ایشان همواره تاکید می کردند که کتابداران مرجع باید به جمع آوری آثار و فرهنگ بومی خود اقدام کنند و این کار را در سرلوحه فعالیت های دائمی خود قرار دهند. به عنوان نمونه می گفتند که اصطلاحات و واژه های محلی را می توان در فرهنگنامه ای گردآوری کرد تا از بین رفتن آنها جلوگیری کرد. موضوعی که در خصوص برخی زبان ها و گویش ها و فرهنگ ها از اهمیت بسیاری برخوردار است. به عنوان مثال گویش سمنانی که گستره و تاریخچه ای کهن دارد متاسفانه به دلیل عدم تکرار و کم اقبالی خانواده های سمنانی به آن به نظر می رسد در معرض خطر باشد. کتابداران مرجع با مشاوره و همفکری با زبان شناسان می توانند در گردآوری و ثبت انواع واژه های محلی در قالب واژه نامه های متنوع اقدام نمایند تا میراث گرانبهای زبان و فرهنگ محلی را به آیندگان تقدیم نمایند. به نظر می رسد این وجه از وظایف و خدمات کتابداران مرجع کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

امروز هنگامی که به موضوع مرجع و نقش کتابداران در ثبت واژگان بومی فکر می کردم یاد شعر جالبی افتادم که در دوران دانشجویی آقای امیر وفائیان هم اتاقی مهربانم نسخه ای از آن را به من داده بودند. شعر در خصوص شهر زنجان بود (امیر اهل زنجان است). شعر مذکور به زبان ترکی و با عنوان"آنا یوردی وطنیم زنگانیما قوربان اولوم" بود.(اگر درست ترجمه کرده باشم مفهومش اینست که : فدای زادگاه مادریم زنجان شوم). شعر مذکور سروده خانم آزاده دارایی است که ظاهرا ساکن لس آنجلس هستند و شعر را به یاد زنجان و خاطرات آن سروده اند. آنهایی که به زبان ترکی آشنایی دارند می توانند شعر را در اینترنت جستجو کنند و از خواندن آن لذت ببرند. گرچه بنده به اصالت شعر به زبان اصلی بسیار معتقدم اما برای دوستانی که با ترکی آشنایی ندارند دیدن و خواندن ترجمه فارسی آن اگر وجود داشته باشد خالی از لطف نیست. بنده خودم ترجمه فارسی از آن ندیدم و اگر خوانندگان وبلاگ حاضر به متن فارسی آن دسترسی داشته باشند خوب است که برایم بفرستند تا در اختیار عزیزان فارسی زبان هم قرار گیرد. دو بیت از شعر مذکور اینست:

آنا یوردو وطنیم زنگانیما قوربان اولوم
شهریمین او یاراشیقلی آدینا قوربان اولوم
...
یئل اسه نده اوجا بوی آغاجلارین اویناماغی
آغ بولودلاردان اوچان دورناسینا قوربان اولوم
...

فکر می کنم که کتابداران در ترویج فرهنگ بومی نقش مهمی دارند و این موضوع کمی کمرنگ شده است.

با احترام

معرفت

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
امیر وفائیان

سلام بر رحمان عزیز از اینکه منو به عنوان دوست مهربان یاد کردی، مایه بسی خرسندی و افتخاره. این شعر، جدای از تعصب زادگاهی ام، یکی از زیباترین شعرهای ترکی است و به خاطر انتقال حس زیباشناسی خانم دارایی در شعرش، همونطور که گفتی می تونه در ترویج و حقظ فرهنگ بومی زنجان نقش مهمی داشته باشه. .. اصلا فکر نمی کردم هنوز هم این شعر رو نگه داشته باشی! حفظ این شعر از طرف شما هم نشون دهنده تعهد و علاقه شما به فرهنگ زیبای ترکی، به طور اخص و فرهنگ ایرانی، به طور اعم هستش. من در دوران خوابگاه از شما بسیار آموختم، بحث های علمی و فلسفی ای که شالوده فعالیت های بعدی و شناخت بهتر از حقایق بود. این دوران همواره از بهترین دوران زندگی ام بوده و خدا رو به خاطر داشتن دوستان خوبی مثل شما همواره شاکرم. برات بهترین ها رو در سال 91 آرزو می کنم. ارادتمند: امیر

شاگرد

منم فدای شهرم بشم

بنده خدا

دوستتون هول شد دوبار براتون متن نوشته[سوال][چشمک][تعجب]

...

آقای معرفت، در کار شما بسی سانسور جایی نداشت، پس چرا سانسور کردین، متن بلندبالای بنده توی برای این پست

بنده خدا

ناراحت شدین؟؟؟؟؟ شوخی کردم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پیشتون که نمی شه شوخی کرد حداقل تو محیط مجازی باهاتون شوخی کنیم ؟؟؟؟ تازه یک کشف جدید کردم: دوستون یا هول کردن دو بار کلیک کردن.یا اسم خودشون تو وبلاگ شما دیدن به وجد امدن از خوشحالی دو بار مطلب گذاشتن.

ورودی87

خطاب به بنده خدا، نه بابا آقای معرفت اهل شوخی هستن شدید، ما که چهار سال شاگردشون بودیم، اصلن خشک و جدی نیستن، خیلی هم با حال هستن.