ترانه برفی!

با سلام

آمدن برف در این ایام، رخوتی در من ایجاد کرده است و باعث شده تا تمرین صبوری ام بیشتر شود. اکنون که این یادداشت را می نویسم، از پشت پنجره دفتر گروه، مشغول تماشای دلنشین و لذت بخش نشستن آرام برف های بی ریا هستم. سفیدی اش، قلبم را نوازش می دهد. شادابی اش، روحم را.

گاهی فقط باید ایستاد و تماشا کرد. من اکنون ایستاده ام و تماشا می کنم. "چه لذت بخش و مطبوع است، مهتاب پس از باران".

وقتی صدای پای برف را می شنوم، سکوتی ژرف را آرزو می کنم تا بتوانم جای پای برف را در ذهنم حک کنم. باید تلاش کنم تا پای سفیدش را بر روی سلولهای خاکستری ام، نشانه گذاری کنم. شاید به همین خاطر است که مدتها چشم هایم را می بندم، دستم را به آسمان دراز می کنم، برف را استشمام می کنم، می بویمش، می خوانمش و با ترنم صدایش، دست افشانی می کنم... آخر برف ماندنی نیست. باید تلاش کرد در ذهن اثری، ردی، صدایی از آن را به یادگار نگه داشت. هر گاه که دلمان برای برف تنگ میشود با نیم نگاهی به جای پایش در ذهنمان، احساس خنکی کنیم. آخیش!! خنک شدم از این همه هیاهوی بی سرانجام دل مشغول کن...

سفیدی برف را برای دلم و دلهایتان آرزو می کنم.

امیدوارم برفی باشید...

با احترام

معرفت



/ 7 نظر / 4 بازدید
لیلا دلیخون

برف نو! برف نو! سلام، سلام بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام پاکی آوردی ای امید سپید

ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ

دستانم انقدر بزرگ نیست که چرخ دنیارا به کامتان بچرخانم...اما یکی است که بر همه چیز تواناست از او تمنای لحظه های زیبا برایتان دارم... سلام خوبین؟؟ وبتون قشنگه قالبش هم همینطور چند تا پستاتون رو هم خوندم زیبا بود نفستون گرم ب وب من هم بسرین لدفن ممنون

سلام رحمان عزیزم مثل همیشه خیلی زیبا نوشتی... خیلی قشنگ کلمات رو باهم ترکیب کردی... و خیلی قشنگ احساست رو به خواننده منتقل کردی... امیدوارم همیشه سرحال باشی.

بارون

باران که می بارد تو می آیی باران گل باران نیلوفر باران مهر و ماه آئینه باران شعر و شبنم و شبدر باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری غم می گریزد غصه می سوزد شب می گدازد سایه می میرد تا عطر آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد از لحظه های تشنه دیدار تا روزهای با توبارانی غم می کُشد ما را تو می بینی دل می کِشد ما را تو می دانی

گنج خانلو

طرفای ما که کلا هوا سرده. به همدان و اردبیل برف میاد سرماش میاد طرف ما. بازم خدا روشکر. ولی سمنان برفش قشنگه.

مریم عمروانی

پنجره باز است، و آسمان در چارچوب دیدگه پیدا مثل دریا ژرف آبهایش ناز و خواب مخمل آبی رفته تا ژرفاش پاره های ابر همچون پلکان برف من نگاهم ماهی خونگرم و بی آرام این دریا ...!!! سپاس بخاطر متن زیبا و عمیفتان

طاهری محمد

گویند بهار زیباست,بد ترین حیوان کلاغ هست ولی زیباترین فصل زمستان هست چرا که تو سرمای زمستان و برف تنها کلاغ هست ک درخت تنها نمیزاره... موفق باشین.