اشک ها و لبخندها: مراسم دانش آموختگی دانشجویان کتابداری ورودی 87 دانشگاه سمنان

با سلام و احترام

روز چهارشنبه، دوم آذر 1390، دانشجویان ورودی 87 کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان با اشک ها و لبخندهای خود مراسم دانش آموختگی خود را جشن گرفتند. گرچه مراسم زودهنگام بود اما به قول خودشان "چقدر زود دیر" می شود و به قول اخوان ثالث " هی فلانی، زندگی شاید همین باشد...". خانوده هایشان نیز آمدند و در لذت و شادابی عزیزانشان در دانش آموختگی و بالندگی شریک شدند. دوران دانشجویی دوران دوستیهای پایدار و ماندگار است و در عین حال دوران دوندگی های مداوم، سرویس های دانشجویی، خوابگاه های دوست داشتنی، دورهم چایی خوردن ها، صحبت کردن و صحبت کردن تا صبح ها، نگرانی های زودگذر، خنده ها، اشک ها و لبخندها، بیدارماندن های تاصبح، چالشها، "غیبت ها"، بایدها ونبایدها و ... است.

در دوران دانشجویی، گاهی تحت تاثیر حوادث روزگار ممکن است اندکی دلمان از هم بگیرد و ناراحت شویم اما دلمان باید خیلی بزرگ باشد. قرار است که ما دانشجویان امروز، همکاران حرفه ای آینده شویم و وقتی قرار است چند سال دیگر به گذشته برگردیم یاد ایام نماییم و از خوشی های آن روزگار برای هم و برای فرزندانمان، شوهر یا همسر خود تعریف کنیم، پس چه خوب است که قدر امروز را بدانیم،بخشنده باشیم و دلمان را به روی خوبی ها و محبت باز کنیم.

دیروز وقتی که در پایان مراسم، دانشجویان عزیز با خانواده هایشان عکس می گرفتند، مرا یاد جشن دانش آموختگی دوران کارشناسی خودمان انداخت و حال و هوای آن دوره را برایم زنده کرد. اشک ها و لبخندهای دیروز (1378 در دانشگاه فردوسی مشهد) را امروز (1390) در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان دیدم و شادابی ام و امیدم به تلاش بیشتر برای خدمت و پرورش دانشجویان توانمندی که بتوانند سهمی شایسته در ساختن و بالندگی ایران عزیز داشته باشند، افزایش یافت. به قول خودم، "زندگی سیب امید است که در آب روان می رقصد...".

از همکاران عزیز در گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان، فرزانه ارجمند، جناب آقای حمید کشاورز، فرهیخته گرامی، سرکارخانم مریم صابری، و نیز از اساتیدی که در طی این چند سال گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان را مرهون لطف خویش قرار داده و با نهایت صداقت در پرورش دانشجویان توانمند به یاری گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان شتافتند، بسیار متشکرم. تلاشهای سرکارخانم پاکدامن نائینی و اقای دکتر اصنافی و استاد گرانقدر آقای دکتر قاضی زاده را به یاد دارم و از اینکه مدتی در خدمتشان بودیم بسیار احساس شعف می کنم. خوشحالم که توانستیم در این مدت کوتاه از توانمندی اساتیدی بهره مند شویم که بسیار جوان، فکور، با دانش، با انگیزه و مهربان بودند. مرهون لطف همه آنها بوده و خواهم بود.

دیروز مراسم جشن دانش آموختگی دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی ورودی 87 به عنوان اولین گروه دانشجویان ورودی کتابداری دانشگاه سمنان، به نحو احسن برگزار شد که این زیباییها نیز به نظر می رسد از توانمندی بالای دانشجویان کتابداری نشأت می گیرد. گرچه به پایان آمداین دفتر، حکایت همچنان باقیست. در سه روز گذشته، سلامتی ام اندکی دستخوش تغییر شد و بیماری خفیفی که شامل سردرد مزمن بود گریبانم را گرفت. تب و بیقراری عجیبی داشتم. تلاش کردم در این جشن شرکت کنم در عین حال از کاستی های احتمالی نیز عذرخواهی می کنم. برای دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان بویژه دانش آموختگان ورودی 87 نیز آرزوی موفقیت و شادابی و شادکامی دارم.

با احترام مجدد

رحمان معرفت

 

 

/ 8 نظر / 7 بازدید
پاکدامن و اصنافی

اولین فارغ التحصیلانتان مبارک باشد! شاهد این بودیم که طی این سالها چقدر برای این جوانان زحمت کشیدید. همیشه شاد و سلامت و بهشتی باشید.

قاضي زاده

بسمه تعالي بنده هم به نوبه خود اين پايان را كه آغازي دوباره براي اين دوستان دوست داشتني خواهد بود تبريك عرض كرده و براي تك تك آنها آرزوي موفقيت دارم. در اين راه بي انتها نبايد از زحمات و تلاشهاي يك انسان ساعي و عاشق خدمت به جامعه علمي غافل ماند. ايشان كسي نيست جز جناب آقاي رحمان معرفت كه عاشقانه خدمت مي كند و براي اين خدمتگزاري هيچگونه ادعايي ندارد. آقاي معرفت به شما هم تبريك عرض مي نمايم موفق باشيد دكتر قاضي زاده

همراه همیشگی ات

بعد از حدود سه سال و اندی شاهد به بار نشستن زحمات شبانه روزیتون بودین. من هم صمیمانه بهتون تبریک میگم و از خدای مهربون خواستار موفقیت های بعدی شما هستم.

تارا ظروفچی

استاد عزیز، واقعا در این چهار سال زحمات بسیار برای من و دوستانم کشیدید. ممنون از این که دانش خود را در اختیار ما قرار دادید. امیدوارم توانسته باشم بخشی از این زحمات شما را جبران کنم. دل همه ما برایتان بسیار تنگ می شود.

رضوان مهر

سلام. استاد این فارغ التحصیلی نتابج زحمات خودتون بود. خوشحالم که من هم به عنوان یکی از این فارغ التحصیلان در این جمع حضور داشتم. هر چند توی این چند سال خیلی اذیتتون کردیم ولی امیدوارم بتونیم با کارهایی که درآینده انجام خواهیم داد جواب زحماتتون رو بدیم. و این جشن مطمئناَ پایان راه نیست بلکه شروعی دیگر است.

حميد كشاورز

درود. توجهي كه به دانشجويان و همكارانتان داريد ستودني است. اميد كه شاهد موفقيت هاي آتي شما و دانشجويان عزيز باشيم.

سیروسی

زندگی جاریست... دلم می گیرد...این روزها چقدر نوع نگاه ها فرق دارد. انگار همه مهربان تر شده اند. این روزها حس می کنم همه را دوست دارم. استاد عزیزم در سایه حضور پرمجدتان دانش آموخته شدیم.کاش بتوانم روزی با موفقیت هایم ذره ای از زحمات و محبت هایتان را جبران کنم. کاش هیچ وقت فارغ از تحصیل نشوم. می دانم که این قشنگ ترین نوع زدودن خستگی از تنتان است. همیشه سالم وسلامت و سرزنده باشید.

عباس صدخروی(خوشنویس)

سلام جناب آقای معرفت.به شما و همه همکارانتان صمیمانه تبریک میگم.فقط خواستم یه نکته رو در مورد این پست تصحیح کنید و اون اینکه جشن فارغ التحصیلی خودمون سال 81 بود نه 78!!!!!!!!!!!!!!