معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

وقتی دل سودایی می رفت به بستانها!
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: بلبل دره ، نت موسیقی

با سلام

زیباییهای دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی سمنان گاهی اوقات بسیار تماشایی است. بویژه بعد از بارش باران. گاهی صدای آواز پرندگانی که در لابلای درختان مشغول ترانه سرایی هستند، انسان را یاد این شعر معروف می اندازد که :

وقتی دل سودایی می رفت به بستانها، بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها

گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل، با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها...

اکنون، پنج شنبه بیست و دوم اردیبهشت 90، در دانشکده روان شناسی صدای دلنواز این پرندگان را به خوبی می توان شنید و لذت برد. گاهی سکوت و آنگاه آواز دلنشین پرندگان.

در  شهمیرزاد محلی است که به نام "بلبل دره" معروف است. فضایی که آکنده از درختان و سبزه های تازه است. آدم را یاد زیباییهای شمال می اندازد. علت شهرت بلبل دره هم اینست که صدای بلبل در همه جای این دره شنیده می شود. گاهی اوقات به اتفاق برخی از همکاران یک سری به بلبل دره می زنیم. گاهی فکر می کنم  که پرندگان، ترانه های موزون خود را از روی کتاب طبعیت می سرایند. یعنی به نظر می رسد که نت موسیقی آنها در برگهای درخت نوشته شده است. برای همین است که هرگاه برگی از درختی زیرپایم می لغزد به نظرم می رسد که دفتر نت های موسیقی پرنده ای را خراب کرده ام و از اینکار اندوهگین می شوم. شاید تنوع آوازهای پرندگان به خاطر تنوع نت های نوشته شده در برگهای درختان باشد. چه کسی می داند.

با احترام

معرفت