معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

پرفسور کوکبی و بازنشستگی!
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: پرفسور کوکبی ، دکتر امیر رضا اصنافی ، رسول زوارقی ، اهواز

درود

وقتی خبر بازنشتگی پرفسور کوکبی، استاد محبوبم، را در خبرگزاری لیزنا خواندم با خود گفتم: پرفسور کوکبی و بازنشستگی! استاد محبوبی که خاطرات بیشماری از دل بزرگی و دانش ورزی و خردمندی اش در ذهنم نقش بسته است. هنوز هم گاهی اولین روز کلاس درس کارشناسی ارشد با استاد عزیزم را در ذهنم مرور می کنم. چه روزهای خوبی بود و چه دوران باشکوهی. 

با آن کلاس خاص خودش در راهرو دانشکده به سرعت قدم برمی داشت تا هرم آتشین هوای اهواز را با زبان شیرین و کلام پرنفوذش یکی کند و آنچه می داند را بی پیرایه و دلنشین به دانشجویانش منتقل کند.

یادش بخیر! رسول زوارقی و پرسش های هوشمندانه اش. یاد امیر رضا اصنافی عزیزم و قدم زدن هایمان در کنار رود کارون، یاد سردار نظری و نگاه مهربانش دل بزرگش و کوچکی دنیا در برابر دیدگانش، یاد فرشید دانش و محله شلنگ آباد اهواز و یاد آن شبی که درس می خواندیم و برق رفت و در تاریکی شب در محله های اهواز قدم زدیم، دهشتناک! یاد این جمله معروف" اطلاعات قدرت است" و محسنی عزیز، یاد خانم حمیدی و صباغ نژاد بخیر... یاد باد آن روزگاران یاد باد...

اینها همه مرا به یاد اهواز می اندازد. یاد استاد کوکبی و مهربانی هایش، یاد استاد بیگدلی و دلسوزیهایش، دکتر استاد فرج پهلو و نگاه خاصش، یاد استاد عصاره و پیگیری هایش، یاد استاد معرف زاده و خاطراتش...

استاد کوکبی عزیز، استاد اخلاق و علم زندگی است. استادی که هیچگاه آرام  و قرار ندارد و نخواهد داشت. مگر می شود او را بازنشسته نامید. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق...

هنوز هم صدای دلنشین این استاد عزیز را در راهروهای مغزم می شنوم و معرفتش همیشه ستودنی است...

امیدوارم همواره شاد و تندرست باشند.

با احترام

معرفت


 
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت!
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: ورودی 88 علم اطلاعات و دانش شناسی سمنان ، دکتر امیر رضا اصنافی ، مریم پاکدامن نائینی ، مریم صابری

درود بر شما

امروز وقتی به گل کوچکی که مسئولیت بزرگ کردنش را دخترم ستایش بر عهده گرفته است، نگاه می کردم یاد کودکی های گلدانی افتادم که در دفتر گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه سمنان قرار دارد. هر روز قد می کشد و پیش می رود...

عکس هایی از دوران کودکی و جوانی آن گلدان و گل دوست داشتنیش را دارم. یکی از آنها را در وبلاگم قرار می دهم. عکس ها، یادآور خاطرات خوب و شیرین هستند. وقتی به گذشته نگاه می کنی و کودکی گل را می بینی، قد کشیدن و بزرگ شدنش را احساس می کنی.

در آرشیو عکس هایم، عکسی از دانشجویان دانش آموخته در دانشکده روان شناسی را نیز یافتم. این دوستان نیز  مدتی پیش در دانشکده مشغول تحصیل بودند. برخی از آنها اکنون در دوره کارشناسی ارشد ادامه تحصیل می دهند و عده ای نیز جویای کارند. برای همه شان آرزوی موفقیت دارم.

در عکس مراسم دانش آموختگی دانشجویان ورودی 88 علم اطلاعات و دانش شناسی دانشکده روان شناسی سمنان، تصویر سرکار خانم مریم صابری همچنین دکتر اصنافی و سرکار خانم پاکدامن نائینی نیز که مدتی در دانشگاه سمنان در خدمتشان بودیم قابل مشاهده است.

بی تردید همه دانشجویان نیز مانند گل هایی هستند که دوران کوتاهی از زندگی خود را در دانشکده می گذرانند. گاهی از نزدیک شاهد قد کشیدنشان هستیم و گاهی با دیدن عکس هایشان، رشد و اعتلای آنها را می بینیم.

امروز که این تصاویر را دیدم برایشان آرزوی موفقیت کردم. امیدوارم هرکجا هستند که شاداب و تندرست و توانا باشند.

 

با احترام