معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

مادر: باران زندگی!
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ای وای مادرم

با سلام

امروز چهارشنبه، یک روز قبل از اربعین است. قرار است فردا مادر را ببینم. در حال نگاه کردن پست "ای وای مادرم" در وبلاگم هستم، جمله "هیچ گاه مادران فرزندان خود را تنها نمی گذارند"، اشک بر چشمانم جاری ساخت. یاد مادر افتادم.

وقتی مدتی قبل در خدمتش بودم، هنوز هم "در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود".

هنوز هم "هر جا شده هویج هم امروز می خرد، بیچاره پیرزن، همه برف است کوچه ها"

و هنوز هم وقتی که خواب می رفتم با وجود بیماری خویش، "دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید، لیوان آب از بغل من زد کنار، در نصفه های شب"

یک خواب سهمناک و پریدم بحال تب، نزدیکهای صبح، او باز زیر پای من نشسته بود، آهسته با خدا،

راز و نیاز داشت"

...

با احترام،

معرفت