معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

کاریکلماتور!
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: کاریکلماتور

با سلام

امروز هنگامی که به نوشته های پیشین نگاه می کردم برخی کاریکلماتور های جالب را مرور می کردم. کاریکلماتورها در واقع نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) هستند که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند. زمانی که سالهای دوران ابتدایی را می گذرانم در  مجله گل آقا و یا روزنامه های متعدد تعداد قابل توجهی از این کاریکلماتور ها را می خواندم و اغلب از آنهایی که بیشتر لذت می بردم یادداشتی بر می داشتم. این کاریکلماتور ها اغلب محصول اندیشه آقای پرویز شاپور بود. برخی از آنها عبارتند از:

  • وقتی ابرها می گریند نباتات می خندند.
  • گل قالی در دست دخترک قالیباف می روید.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.
  • دلم به حال ماهی‌ها می‌سوزد چون هیچ کس اشکشان را نمی‌فهمد.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • غم، کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی
  • گاهی آهی شعله ای است.

و به قول آقای مهران مدیری: و دیگر هیچ!

گاهی خواندن عبارت ها و جمله های کاریکلماتوری می تواند موجب انبساط خاطر شود.

با احترام

معرفت