معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

رویارویی یا نارویارویی! مساله اینست.
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: مواجهه اطلاعاتی اردلز ، رویارویی اردلز ، کسب فرصت طلبانه اطلاعات

درود

گاهی پیش می آید که در خانه هستی و دلت می خواهد کاری انجام دهی. نگاهی به کارهای پیش رو و به آنچه که قبلا انجام داده ای می اندازی. دلت می خواهد کاری سوای آنها انجام دهی، نمی خواهی مطالعه کنی و فقط می خواهی جستجو کنی. وارد صفحه جستجو می شوی و جستجو می کنی. نمی دانی به دنبال چه هستی. ایمیلت را کنترل می کنی، به وبلاگت سر می زنی. چنگی به دل نمی زند. به سایت های خبری سرک می کشی. خبری نیست. سیاست و اقتصاد هم که جای خود را دارد. در فرهنگ هم همیشه کشمکش وجود دارد. دلت می خواهد این صفحات را ببندی. می بندی و چشمت را هم.

اما دلت هنوز به دنبال جستجوست. هنوز قانع نشده است. چاره ای نیست. باید رویارو شوی. باید با اطلاعات جدیدی رویارو شوی تا دلت آرام گیرد. شاید کسب تصادفی اطلاعات بتواند شما را آرام کند. همینطور است. با کسب تصادفی اطلاعات، آنچه به دنبالش هستی برایت فراهم می شود. گاهی که به صورت تصادفی اطلاعاتی کسب می کنی در واقع با اطلاعات جدیدی مواجهه شده ای.

گاهی از اطلاعاتی که به صورت تصادفی کسب کرده ای، به صورت فرصت طلبانه استفاده می کنی و برخی از نیازهای عاطفی و شناختی ات را رفع می کنی. نظریه رویارویی اطلاعات یا مواجهه اطلاعاتی اثر سندا اردلز نیز به همین اشاره دارد. رویارویی اطلاعاتی به عنوان نوع خاصی از کسب فرصت طلبانه اطلاعات است و به صورت یک نمونه کشف تصادفی اطلاعات در حین جستجوی فعالانه برای اطلاعاتی دیگر تعریف می شود (سندا اردلز در کتاب نظریه های رفتار اطلاعاتی، ویراسته کارن فیشر و همکاران).

رویارویی یا نارویارویی! مساله اینست. اتفاقا خانم اردلز به این موضوع هم اشاره کرده است. ایشان  معتقدند که چهار دسته کاربران بر مبنای دریافت آنها از تجربه رویارویی اطلاعات وجود دارد: رویارو شوندگان عالی، رویارو شوندگان، رویارویی شوندگان اتفاقی و کاربران بدون رویارویی.

بنابراین ممکن است گاهی با اطلاعات جدید به صورت تصادفی رویارو شوی و گاهی هم رویارو نشوی. امیدوارم همواره به صورت تصادفی با اطلاعاتی رویارو شوید که برایتان بسیار لذت بخش باشد.

با احترام

 


 
تبریک روز دختر، ایزد بانوان ایران زمین!
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: روز دختر ، دهه کرامت ، ایزد بانو

درود

تولد حضرت معصومه (س) بهانه ای است که هر سال در آغازین روزهای دهه کرامت، به دختران و دخترکان این مرز بوم، ایزدبانوان آینده ایران عزیز، روز دختر را صمیمانه تبریک بگویم. امیدوارم همواره شاداب، تندرست، با انگیزه، با ایده، دلنشین و دل انگیز در زیر سایه پدران و مادرانشان با توکل بر خدا به زندگی امیدوار باشند و از آن لذت ببرند و شادابیشان همواره تداوم داشته باشد. 

با احترام

معرفت


 
آخ جون دیوان شهریار، وای خدا گلستان سعدی!
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: شهریار ، ستایش معرفت ، غرق در نور ، بتی جین ایدی

درود

یادداشت زیر از یادداشت های قدیمی ام است که امروز آنرا در وبلاگم منتشر می کنم.

 

یکی از علاقه مندی های دخترم ستایش، چیدن دومینو است. یک روز وقتی که پس از چند بار  از چیدن دومینو به شکل های مختلف و بازی با آن خسته شده بود، به صورت اتفاقی کتاب "غرق در نور" اثر "بتی جین ایدی " را به دست گرفت و شروع به خواندن کرد.

یادم هست که سرکار خانم مریم پاکدامن نائینی لطف کرده و نسخه ای از این کتاب را به من داده بودند. همین طور که دخترم ستایش مشغول خواندن بخش های اولیه کتاب بود و مجذوب قلم زیبای نویسنده و ترجمه مناسب و شایسته مترجم اثر شده بود،من هم به زیر چشمی حرکات او را می پاییدم. مثل یک کتابخوان حرفه ای غرق در خواندن شده بود. آنقدر مجذوب داستان شده بود که گاهی می نشست، گاهی دراز می کشید و گاهی به مبل لم می داد و دلش نمی خواست از کتاب جدا شود. حرکات چهره اش با شگفتی های داستان تغییر می کرد.

خلاصه اینکه هنوز بخشی از کتاب را تمام نخوانده بود که او را مخاطب قرار دادم و گفتم که داستان ها و رمان های دیگری هم در کتابخانه منزل داریم. اگر این کتاب را دوست داری، مطمئن باش از خواندن کتاب های دیگر هم بیشتر و بیشتر لذت خواهی برد.

نگاهی به من انداخت. کتاب را کنار دستش روی مبل گذاشت و با اصرار زیاد او برای دیدن کتابها به کتابخانه موجود در  گوشه اتاق رفتیم. همینطور که داشتیم کتاب ها را نگاه می کردیم می شنیدم که با شادی وصف ناپذیری با خود می گفت: آخ جون دیوان شهریار، وای خدا گلستان سعدی رو هم داریم! دیوان پروین اعتصامی، مثنوی و معنوی و ....

از ذوقش من هم ذوق می کنم و به وجد می آیم. شعف وافرش در دیدن کتابها، مرا به خود آورد. متاسفانه من خودم هم مدتی است که فرصت نکرده ام به این آثار سر بزنم و بیتی از پروین یا شهریار یا مثنوی بخوانم و خوشه چینی معرفت بزرگان را ادب و هنر را بنمایم.

دیوان شهریار را با هم انتخاب می کنیم و از او می خواهم برایم بخواند. او برایم چند بیتی می خواند. وقتی از او می خواهم برایم از پروین اعتصامی شعر بخواند، احتمالا با شناختی که از قبل از شهریار دارد، او دیوان شهریار را ترجیح می دهد و تعجب می کند که شهریار این همه شعر سروده است. یادم هست که یکی از کادوهای سال های پیش دخترم ستایش برای جشن تولدم، زندگی نامه شهریار بوده است. بخش هایی از زندگی شهریار را به یادش می آورم و به او می گویم شهریار است دیگر. شهریار ملک سخن.

امروز دخترم ستایش برایم چند بیت از شهریار خواند. به قول شهریار:

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم،

این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم...

چه خوب است که ما اینهمه شاعر توانا و دلنشین داریم.

با احترام

معرفت


 
پرچین راز!
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: جرج جرداق ، نهج البلاغه ، پرچین راز ، صدای عدالت انسانی

درود بر شما

یادداشت زیر را در یکی از شب ماه مبارک رمضان امسال (1394) نوشته بودم و اکنون در وبلاگم قرار می دهم.

تلویزیون برنامه مستند "پرچین راز" را پخش می کند. برایم جالب و جذاب است که جرج جرداق را در این برنامه برای اولین بار می بینم. اولین باری که نام او را شنیدم در دوره دبیرستان بود. اینکه یک مسیحی درباره امام علی (ع) مطلب بنویسد در آن دوران برایم بسیار تعجب آور بود. گرچه نقل قولهایی از جرداق درباره امام علی(ع) شنیده و خوانده بودم اما تماشای این مستند برایم بسیار شگفت انگیز بود.

ابتدا باور نمی کردم پرمرد بی آلایشی که در "پرچین راز" سخن می گوید جرج جرداق باشد. وقتی که نامش را در گوگل جستجو کردم و تصاویرش را با شخصیتی که در این مستند درباره امام علی (ع) صحبت می کرد مقایسه کردم مطمئن شدم که خودش است. تا پایان مستند تعقیبش کردم و بیشتر مجذوبش شدم. بی ریا و بی تکلف سخن می گفت. از آنچه هست و آنگونه که باید باشد. از آنچه درباره امام علی (ع) باید گفت و صدای عدالت انسانی او.

وقتی مستند تمام شد. کتاب نهج البلاغه را از کتابخانه  ام بیرون آوردم، غمی وصف ناپذیر وجودم را فرا گرفته بود. با غصه و اندوهی درونی نگاهی به صفحاتی از آن انداختم... وقتی نام جرج جرداق را در گوگل جستجو می کردم ترجمه آثارش که توسط آقای خسروشاهی به زبان فارسی منتشر شده است را دانلود کردم. خواندن مجموعه کتاب های صدای عدالت انسانی را در فهرست کتابهایی که باید خوانده شوند قرار داده ام.

امیدوارم بتوانم در فرصت های کوتاهی که پیش می آید نگاهی به این مجموعه گرانسنگ بیاندازم.


 
تبریک روز خبرنگار!
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: روز خبرنگار

درود

امروز هفدهم مرداد ماه و روز خبر نگار است. روز خبرنگار را به تمامی خبرنگاران حوزه های مختلف بویژه خبرنگاران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی تبریک می گویم. امیدوارم با عرضه خبرهای خوب همواره شادی بخش زندگی مردم باشند.

با احترام

معرفت