معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

آذربایجان عزیز!
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: زلزله آذربایجان شرقی و اردبیل

با سلام

خبر تاسف انگیز زلزله در آذربایجان بزرگ دل تمام ایرانیان عزیز را بدرد آورد. همبستگی مردم بویژه آذری زبان های مهربان در مواقع سختی و بخصوص در برابر همشهریان خودشان بسیار مثال زدنی و ارزشمند است. امیدوارم که روزهای خوبی در انتظارشان باشد و شاخه های لبخند کودکان این مرز و بوم همواره بر قامت تنومند آذربایجان سایه بیندازد. دیر زیند و پایدار باشند.

با احترام

معرفت


 
اشتباه برخی از اساتید و برخی از هیات های ممیزه دانشگاه ها، از نظر دکتر جعفرمهراد
ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: دکتر جعفر مهراد ، isi ، isc ، کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان

با سلام

دکتر جعفر مهراد، رئیس محترم مرکز ISC، اخیرا مصاحبه ای انجام داده اند که متن آنرا در وب سایت کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان و نیز  در اینجا می توان مشاهده نمود. خالی از لطف نیست که نگاهی به آن انداخت و با این اشتباه آشنا شد.

با احترام

معرفت


 
طرح کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه سمنان!
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان ، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه سمنان ، کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان ، طرح کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان

با سلام

اخیرا ایمیلی از یکی از همکارانم، سرکارخانم صابری دریافت کردم که در آن طرح کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان توصیف شده بود. خالی از لطف نیست نگاهی به آن از اینجا بیاندازیم.

با احترام

معرفت


 
کتابداری پل ارتباطی!
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: دکتر مجید اسحاقی ، دکتر افشین موسوی چلک ، عادل فردوسی پور ، دانشگاه سمنان

با سلام

به نظر می رسد جمله مشهور عادل فردوسی پور، گزارشگر محبوب ورزشی، قابل استفاده در سایر حوزه ها هم می تواند باشد. ما هم می توانیم بگوییم " چه میکنه این کتابداری". دیروز وقتی با دکتر مجید اسحاقی، یکی از پژوهشگران برجسته کشور و دنیا درحوزه ریاضیات، که عضو هیات علمی دانشگاه سمنان هستند جلسه ای سه ساعته داشتم. پس از اتمام جلسه، دکتر اسحاقی گفتند در دوره دانشجوییشان یکی از دوستانشان در رشته کتابداری و اطلاع رسانی در فردوسی مشهد درس می خواندند که اتفاقا فوتبالیست هم بودند و از قضا عضو تیم ابومسلم هم بودند. کنجکاوی ما اجازه نداد بیشتر صبر کنیم. از آقای دکتر اسحاقی نام دوستشان را جویا شدیم. گفتند: نام کوچک دوستشان، افشین بود. تنها اسمی که به ذهنم خطور کرد، افشین موسوی چلک بود. با یک حساب سر انگشتی، با توجه به اندازه و اندام افشین، باخودم گفتم، دکتر موسوی و فوتبال!!!؟؟ محال به نظر می رسد...

در همین افکار بودم که دکتر اسحاقی نام کامل دوستش را بیاد آورد... افشین موسوی چلک...

وقتی به ایشان از دوستی و ارادت خودم به دکتر افشین موسوی چلک گفتم، بسیار خوشحال شد و تمایل پیدا کرد تا با دکتر موسوی ارتباط برقرار کند.

اتفاق جالبی بود. دو دوست که مدتها از هم بیخبر بودند. به واسطه نیازمندی های حرفه ای یک متخصص به دانش کتابداری و اطلاع رسانی، از هم خبردار شدند. بازهم جمله عادل فردوسی پور به ذهنم آمد" چه میکنه این کتابداری".

با احترام

معرفت