معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی

با سلام

بحث هایی که اخیرا در خصوص تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی در گروه های بحث الکترونیک و رسانه های عمدتا الکترونیک منتشر شده است، بحث های جالبی است. بنده از دورانی که دانشجوی ترم اول کتابداری و اطلاع رسانی بوده ام تا کنون، همواره این گلایه ها در خصوص عنوان رشته را از همکاران حرفه ای،دوستان، اساتید و دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی بارها شنیده ام. بارها در همایش های مختلف، کلاسهای درس و جلسات حرفه ای شنیده ایم که عنوان رشته عنوان مناسبی نیست. افزون بر این مخاطبان رشته  و افرادی که بیرون از رشته نیز به هر نحوی با این رشته سرو کار داشته اند بر این موضوع تاکید داشته اند که عنوان رشته با محتوا و کارکردهای آن سازگاری ندارد.

معتقدم که هر حرکتی، ولو بسیار کوچک، که منجر به تغییر مثبت شود قابل ستایش است. فعالیت هایی که اخیرا در خصوص تغییر عنوان رشته کتابداری و اطلاع رسانی در سطح کشور و در میان نخبگان مطرح شده است، بسیار ارزشمند است. اما باید یادمان باشد که در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی، هر از گاهی موضوعی برجسته می شود، افرادی در آن موضوع، دیدگاه ها و انتقادات و پیشنهادات خود را مطرح می کنند،نهایتا نتایج آنها در قالب انتشار یک کتاب، چند مقاله یا برگزاری یک همایش سرانجامی مناسب نمی یابد. گاهی برخی فعالیت ها به شکل تبی زودگذر آمال بسیاری را سرد می کند. امیدواریم حرکت شروع شده، و نقدها و پیشنهاد های مطرح شده جریانی سیال باشد که تا حصول نتیجه ادامه یابد.

در صورتی که تلاش شود این پیشنهادها و انتقادها جنبه کارکردی و اجرایی به خود بگیرد، تاثیرگذارتر خواهد بود. امید و انتظار آنست که حرکت های شروع شده در این خصوص، هم از پایین و هم از بالا ، همزمان بتواند تاثیر لازم برای تغییر مناسب را ایجاد نماید. همواره معتقدم هرکس در هر رتبه، جایگاه و مقام باید در تغییر نگرش های جامعه نسبت به حوزه کتابداری و اطلاع رسانی تلاش نماید. شاید این تلاش ها بتواند جایگاه حرفه ای دانش مداران (کتابداران و اطلاع رسانان) را بهبود بخشد.

با احترام

معرفت

 

 

 


 
وقتی دل سودایی می رفت به بستانها!
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: بلبل دره ، نت موسیقی

با سلام

زیباییهای دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی سمنان گاهی اوقات بسیار تماشایی است. بویژه بعد از بارش باران. گاهی صدای آواز پرندگانی که در لابلای درختان مشغول ترانه سرایی هستند، انسان را یاد این شعر معروف می اندازد که :

وقتی دل سودایی می رفت به بستانها، بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها

گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل، با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها...

اکنون، پنج شنبه بیست و دوم اردیبهشت 90، در دانشکده روان شناسی صدای دلنواز این پرندگان را به خوبی می توان شنید و لذت برد. گاهی سکوت و آنگاه آواز دلنشین پرندگان.

در  شهمیرزاد محلی است که به نام "بلبل دره" معروف است. فضایی که آکنده از درختان و سبزه های تازه است. آدم را یاد زیباییهای شمال می اندازد. علت شهرت بلبل دره هم اینست که صدای بلبل در همه جای این دره شنیده می شود. گاهی اوقات به اتفاق برخی از همکاران یک سری به بلبل دره می زنیم. گاهی فکر می کنم  که پرندگان، ترانه های موزون خود را از روی کتاب طبعیت می سرایند. یعنی به نظر می رسد که نت موسیقی آنها در برگهای درخت نوشته شده است. برای همین است که هرگاه برگی از درختی زیرپایم می لغزد به نظرم می رسد که دفتر نت های موسیقی پرنده ای را خراب کرده ام و از اینکار اندوهگین می شوم. شاید تنوع آوازهای پرندگان به خاطر تنوع نت های نوشته شده در برگهای درختان باشد. چه کسی می داند.

با احترام

معرفت

 


 
نمایشگاه کتاب تهران 1390!
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب تهران 1390

با سلام

وقتی از قطار متروی تهران در ایستگاه شهید بهشتی یا مصلی پیاده می شوی، با سیل عظیم جمعیت مردان و زنان، کودکان و کلانسالانی مواجه می شوی که هر کدام تلاش دارند تا سریعتر به محل غرفه های نمایشگاه برسند. در نمایشگاه کتاب امسال نیز مانند سالهای گذشته کتابهای مورد نظر خود را می توانی در بخش های مختلف، مانند ناشران عمومی،‌دانشگاهی، کودک و نوجوان و ... بیابی.

اولین جایی که برای بازدید رفتیم، بخش کودک و نوجوان بود. در غرفه های کودکان انواع کتابها در اشکال مختلف را می توانی بصورت یکجا ببینی. گرمای بیش حد از غرفه ها کودکان را و بلکه بزرگترها را نیز عاصی کرده بود. چند کتاب کودک خریدیم و به سراغ ناشران عمومی رفتیم. تراکم بیش از حد مردم در این بخش حرکت را کند می کرد. اما به هر حال کتابهای مورد نظرمان را پیدا کردیم.

بخش دانشگاهی در زمان حضور ما خیلی شلوغ نبود. براحتی می توانستیم به آثار دانشگاهی سربزنیم. جالب است که امسال چشممان به جمال مبارک انتشارات دانشگاه سمنان هم منور شد. برخی آثار از جمله کتابهای منتشر شده از همکاران هیات علمی دانشکده روان شناسی مانند کتاب آقای دکتر بیگدلی، در غرفه سمنان قابل مشاهده بود. نمی دانم همه کتابها بود یا نه ولی به نظر می رسید که تعداد کتابهای مرتبط با دانشگاه سمنان کم بود. شاید هم تعداد زیادی از آنها به فروش رفته بود. 

انتشارات چاپار هم آثار قابل توجهی از کتابداران منتشر نموده بود. گرچه برخی از آثار را قبلا دیده بودم اما در نمایشگاه کتاب امسال دوباره دیدن آنها لذتی مضاعف برایم ایجاد می کرد.

به نظر می رسد فضای اختصاص یافته به نمایشگاه کم باشد. از دست اندرکاران و مسئولین برگزاری نمایشگاه هر ازگاهی در اخبار و رسانه ها پیشنهادیی می شنویم مبنی بر اینکه احتمالا فضایی خارج از تهران برای نمایشگاه کتاب در نظر گرفته شده است. امیدوارم که با برنامه باشد و مشکلات مردم برای رسیدن به کتابها به حداقل برسد.

با احترام

معرفت


 
روز معلم مبارک!
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: روز معلم

با سلام

هر سال در چنین روزی یاد و خاطره معلمان عزیزمان گرامی داشته می شود. وقتی به دوران تحصیلمان نگاه می کنیم زحمات بی دریغ معلمان و اساتیدمان برایمان متجلی می شود. تمام دوران تحصیل از دوران ابتدایی تا دبیرستان هنوز هم آهنگ دلنواز و طنین صدای معلمانمان و دبیرانمان در گوشمان هست. هنوز هم از درسهایی که از دکتر مهری پریرخ، مرحوم دکتر اسدالله آزاد، جناب آقای دکتر فتاحی، دکتر فرج پهلو، دکتر کوکبی، اندیشمند فرزانه جناب آقای دکتر بیگدلی، دکتر دیانی عزیز، استاد یغمایی، جاویدی مهربان، استاد زندگی و ادب دکتر مجذوب صفا و بسیاری اساتید دیگر آموختیم، بهره مندیم. درس زندگی، آزادگی و ادب  و انسانیت را در محضرشان آموختیم. قدر آنها را ندانستیم و  سپاس زحماتشان را شاید نتوانیم بجا آوریم. امید که شاگردان خوبی بوده باشیم.

با احترام

معرفت


 
برگی از زندگی!
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: برگی از زندگی ، زندگی نامه نویسی

با سلام

امروز در کلاس درس مرجع شناسی عمومی هنگامی که موضوع  بحث کلاس، زندگی نامه ها بود، موضوع نوشتن زندگی نامه های شخصی را با دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی مطرح کرد. به نظرم می رسد با نوشتن روزانه چند سطر از  موضوعات و مسائلی که در زندگی روزمره اتفاق می افتد، بعد از گذشت چندین سال علاوه بر اینکه توصیفی از شرایط زندگی و اتفاقات سیاسی- اجتماعی- اقتصادی دوران حاضر  را به آیندگان می توان هدیه داد، در عین حال دفترچه ای از خاطرات شیرین و بعضا ناگوار را می توان در مقابل دیدگان خود داشت. ما ایرانی ها هم که به خاطره بازی بسیار مشهوریم. خاطرات دوران دانشجویی می تواند دستمایه مناسبی برای انتشار آثار زندگی نامه ای باشد. بسیاری از افراد سعی می کنند از اتفاقات روزمره به سادگی نگذرند و موضوعات کوچک و بزرگ اتفاق افتاده در پیرامون خود را در قالب یک پاراگراف یا یک صفحه خاطره بر روی کاغد بیاورند. این نوشتن ها می تواند تمرینی برای نوشتن های آینده باشد. امیدوارم از همین الان تصمیم به نوشتن بگیرید. برخی از خاطرات دوران دانشجویی بنده توسط خودم در یادداشت هایم مضبوط است. سعی می کنم در  آینده ای نزدیک برخی از آنها را به فراخور موضوع از طریق همین وبلاگ منتشر کنم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید...

با احترام

معرفت


 
همکاری گروهی!
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: همکاری گروهی ، دانشجویان کتابداری سمنان ، انجمن های علمی

با سلام

وقتی خبر همکاری گروهی مرتبط با اساتید و دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی را می شنوم یا در نشریات و جراید می خوانم، شادی زایدالوصفی دارم. بسیاری از اوقات پیشرفت آنها را که در قالب انتشار متنی در روزنامه ملی یا محلی، نگارش مقاله ای، کتابی یا آثاری از این دست مشاهده می کنم شوقی وصف ناپذیر سراسر وجودم را می گیرد. بویژه هنگامی که آن اثر از دانشجویان کتابداری واطلاع رسانی دانشگاه سمنان باشد، خرسندی مان چندبرابر می شود.

تحرک های علمی دانشجویان که بیشتر در بستر انجمن های علمی شکل گرفته و هدایت می شوند، زمینه ساز توفیقات بیشتر حرفه ای آنان در  آینده می باشد. آنهایی که فعالیت علمی و پژوهشی دارند به خوبی با مشکلات مرتبط با امر پژوهش آشنایند. گرچه همواره باید تلاش کرد مشکلات را از پیش رو برداشت. به نظر می رسد باید با تحقیق و پژوهش همداستان شد و با آن زندگی کرد. از برخی دانشجویان کتابداری سمنان (همچون خانم سیروسی، خانم زودرنج، خانم حیدری، خانم عمروانی، آقای ناظری و بسیاری دیگر)، اخیرا فعالیت ها و آثاری منتشر شده یا در دست انتشار دیده ام. امیدوارم این آثار و فعالیت ها همیشگی باشند.

با احترام

معرفت


 
نمایشگاه کتاب تهران!
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب تهران

با سلام

نمایشگاه کتاب تهران فرصت مناسبی برای قدم زدن در دنیای کتاب است. فضای نمایشگاه آدم را به وجد می آورد. امیدوارم بتوانیم امسال هم مثل سالهای قبل از نمایشگاه کتاب تهران دیداری داشته باشیم. برخی کتابها که معمولا پیدا کردنشان مشکل است در نمایشگاه قابل یافتن است. برنامه حضورم در نمایشگاه را برای روزهای چهارشنبه و پنج شنبه قرار داده ام. امیدوارم مشکلی پیش نیاید و بتوانم در این دو روز از نمایشگاه دیدن کنم. یکی از شیرین ترین قسمت های نمایشگاه کتاب تهران بخش کودک و نوجوان است. معمولا همراه دخترم، ستایش، یک روز کامل از این بخش دیدن می کنیم. یادم است که سال گذشته فقط نصف زمان بازدید ما اختصاص به عکس هایی یافت که به فراخور از زیبایی های کودکانه نمایشگاه می گرفتیم. بخش کودکان، بخش زیبای نمایشگاه است که ارزش چند بار دیدن را دارد. حوزه کتابهای عمومی هم جالب است. گاهی آثاری می بینی که تورق آن، دلت را تشویق به خرید می کند. آرام ورق می زنی و سطر سطر متون را می خوانی و لذت می بری و در نهایت خرید می کنید. چه خوب! گاهی سطور کتابها سر درد عجیبی نصیبت می کند که دوست داری هرچه زودتر از نمایشگاه بیرون بزنی و در فضای آزاد قدم بزنی و از فضای کتاب فاصله بگیری.

نمایشگاه کتاب وعده گاه خوبی برای همکاران حرفه ای است. در بسیاری از نمایشگاه های کتاب تهران،بارها همکاران حرفه ای را ملاقات کرده ام. بویژه گاهی پیش می آید که همکلاسی های دوران دانشجویی ات را می بینی، اساتید خود را زیارت می کنی و صفایی دارد این ملاقات ها که همراه با تجدید خاطرات است. امیدوارم نمایشگاه امسال هم بتواند بسیار بهتر از سالهای قبل برگزار گردد. نمایشگاهی که برخی آنرا بهشت کتابداران می نامند.

با احترام

معرفت


 
گنجینه اسناد!
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آرشیو ملی ایران ، گنجینه اسناد

با سلام

روز چهارشنبه از آرشیو ملی ایران بازدید کردیم. گرچه نقل و قول های متفاوتی در خصوص مواد آرشیوی شنیدم اما در مجموع باید گفت که آرشیو ملی ایران بسیار ارزشمند است. اسناد تاریخی که محتوای افکار،‌دیدگاه ها و موضوعات مهم و مطرح دوران خود را دربرداشتند بسیار دیدنی بودند. بخش مرمت اسناد و سایر بخش هایی که متخصصان حوزه های دیگر را به نوعی در حوزه آرشیو به همکاری واداشته و با یاری آنها مجموعه ارزشمند آرشیو ملی ایران به راه خود ادامه می دهد،  جالب بود.

با احترام

معرفت

 


 
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: باز باران

با سلام

غرش ابرهای تیره در تاریکی شبی از شبهای اردیبهشت، که پاسی از شب گذشته بود، جوانه بارش و رویش دانه های روشن باران را در ذهنم بیدار کرد. با خود اندیشیدم  شاید" هوا را تیره را می دارد، ولی هرگز نمی بارد". امروز صبح که به محل کارم رسیدم، قطرات ریز باران،جوانتر شده و لطافتی در ذهنم ایجاد کرده بود که بی مثال بود. دستم را به آسمان آبی سپردم تا مهربانی های بیشتری نصیبم شود. آسمان دریغ نکرد و همچنان بخشید.

با احترام

معرفت