معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

همایش تعامل انسان و اطلاعات!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: همایش تعامل انسان و اطلاعات ، دکتر زاهد بیگدلی ، دانشگاه خوارزمی ، دکتر عبدالحسین فرج پهلو

درود بر شما

همایش تعامل انسان و اطلاعات، فردا چهارشنبه هفت آبان ماه در دانشگاه خوارزمی برگزار خواهد شد. مقالاتی از گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه سمنان،توسط بنده و آقای کشاورز به این همایش ارسال شده است که در مجموعه مقالات آن منتشر خواهد شد. آدرس محل برگزاری همایش نیز به صورت زیر است:

تهران خیابان مفتح جنوبی پلاک ۴۹ دانشگاه خوارزمی- سالن ۱۷ شهریور

امیدوارم دوستانی که فرصت دارند بویژه آنهایی که در تهران ساکن هستند بتوانند در این همایش حضور یابند. بعضی موضوعات ارائه شده در همایش جالب توجه هستند.

دکتر زاهد بیگدلی، استاد عزیزم در دانشگاه شهید چمران، نیز در این همایش حضور خواهند داشت. مدتهاست ایشان را ندیده ام. امیدوارم در کنار ملاقات اساتید دیگری همچون دکتر فرج پهلو، بتوانم با دکتر بیگدلی عزیز نیز ملاقات داشته باشم.

امیدوارم روز خوبی باشد.

با احترام


 
کارگاه آموزشی آشنایی با نرم افزار پارس آذرخش در دانشگاه سمنان
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: کارگاه آموزشی آشنایی با پارس آذرخش ، مریم نظری
درود بر شما
قرار است یک کارگاه آموزشی در خصوص آشنایی با نرم افزار پارس آذرخش در روز سه شنبه مورخ 1393/7/29 ساعت 13 الی 15:30 در دانشکده روان شناسی سمنان برگزار شود. این کارگاه ظاهرا توسط سرکار خانم دکتر مریم نظری برگزار خواهد شد. امیدوارم بتوانم در کارگاه حضور یابم. در عین حال از تمام دانشجویانی که تلاش کردند تا کارگاه مذکور برگزار گردد تشکر می کنم. بویژه از دانشجویان محترم انجمن علمی دانشجویی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه سمنان که پیگیری تا حصول نتیجه این کار را برعهده داشته اند.
با احترام

 
این روزهای سرد!
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

درود بر شما

در این روزهای سرد پاییزی اندکی باران بارید. باران کم بارید اما همان یک ذره باران هم دلمان را شاد کرد. زیر باران رفتم و آسمان را دیدم. اشک آسمان چقدر زیباست. گاهی که می گرید، اشک امانش نمی دهد و گاهی با شیطنت و آرام اشک می ریزد. این هفته آسمان به آرامی گریست. دلش خون نبود. گاهی که دلش خون باشد، گریه امانش نمی دهد. ابرها که رفتند، آفتاب آمد...

این روزهای سرد ادامه دارند. سرد سرد سرد...

با احترام


 
انتشار دو شماره از مجله تعامل انسان و اطلاعات
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: مجله تعامل انسان و اطلاعات

درود بر شما

دو شماره از مجله تعامل انسان و اطلاعات منتشر شد. مقالات منتشر شده در این مجله به صورت تمام متن و دسترسی آزاد است.

با احترام


 
ارتقا جایگاه دانشگاه سمنان در رتبه بندی 2014 سایمگو
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: رتبه دانشگاه سمنان در سایمگو ، ارتقا رتبه دانشگاه سمنان ، رتبه بندی، دانشگاه سمنان

درود بر شما

خبر جدید و تحسین برانگیز اینست که دانشگاه سمنان در رتبه بندی جدید یعنی 2014 وبومتریک در سایمگو در سطح کشور  رتبه چشمگیر 21 را کسب کرده است جالب اینست که پیش از این رتبه دانشگاه سمنان در این رتبه بندی عددی بالای هفتاد بوده است اما در رتبه بندی جدید به رتبه 21 رسیده است.

در رتبه بندی جدید از بسیاری از دانشگاه هایی که سالها رتبه های بهتر از دانشگاه سمنان داشته اند، جلو زده ایم. دانشگاه هایی مانند زنجان، گیلان، یزد و  کاشان و ...

از زمانی که به عنوان مدیر گروه فناوری اطلاعات دانشگاه انتخاب شدم،  یکی از دغدغه هایم این بود که در حوزه وبومتریک دانشگاه سمنان بتواند جایگاه شایسته ای بدست آورد. خوشبختانه با تلاش های همکارانم در فناوری اطلاعات دانشگاه سمنان توانستیم به این موفقیت برسیم.

تولید محتوای صورت گرفته در دانشگاه سمنان در طی دو سال اخیر بسیار چشمگیر بوده است و اینها همه مرهون تلاش همکاران تلاشگرم در گروه فناوری اطلاعات دانشگاه بویژه شخص آقای مهندس اسد محمدنژاد و سایر همکاران آی تی دانشگاه در دانشکده ها می باشد. از حمایت های معاون محترم پژوهشی دانشگاه، جناب آقای دکتر سعدالدین و نیز ریاست سابق دانشگاه، جناب آقای دکتر خیرالدین نیز باید قدرشناسی کرد.

هنگامی که ایده توسعه وب سایت های دانشکده ها در شورای انفورماتیک دانشگاه مطرح شد و با مقاومت و سرسختی بسیار زیاد موفق به اجرایی کردن آن شدیم و  از زمانی که با کمک آقای مهندس محمدنژاد توانستیم کارگاه های آموزشی طراحی وب سایت را با موفقیت اجرا کنیم، در دلم همیشه احساس می کردم که روزی نتیجه این تلاش ها را خواهیم دید.

به همکارانم در حوزه فناوری اطلاعات دانشگاه و سایر همکارانی که در تولید محتوای سایت های دانشگاه دستی بر آتش داشته اند تبریک می گویم. تعداد این همکاران زیاد است ،آقای لطفی (دانشکده هنر)، آقای ابراهیمی (علوم انسانی)، خانم نیکو، خانم حامدیان (دانشکده روان شناسی)و بسیاری دیگر از همکاران که همواره در راه اعتلای دانشگاه سمنان در پیدا و پنهان فعالیت می کنند.

امیدوارم همواره شاداب و موفق باشند.


 
تعامل انسان و اطلاعات پا به عرصه وجود نهاد!
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: تعامل انسان و اطلاعات

درود بر شما

"تعامل انسان و اطلاعات"، نشریه ای است که در دانشگاه خوارزمی منتشر می شود. این مجله، در حوزه های متنوع موضوعی مرتبط با تعامل انسان و اطلاعات به انتشار مقاله خواهد پرداخت و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. برای این مجله نوپا آرزوی موفقیت دارم.

با احترام

معرفت


 
چیزهای جدید زیاد!
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

با سلام

تصور کنید که هر روزی که انسان زندگی می کند یک روز جدید است. هر اکسیژنی که تنفس می کنید یک اکسیژن جدید است. هر بار که چشمهایمان را می بندیم و باز می کنیم یک دیدن دوباره و متفاوت اتفاق می افتد. هر بار که قدم می زنید یک قدم جدید برداشته اید.

هر بار که فکر می کنید یک فکر جدید یک ایده جدید دارید. هر بار که می خندید، خنده ای جدید، هر بار که می گریید، گریه ای جدید و متفاوت. هر بار که فریاد می زنید با فریاد پیشین متفاوت است. هر بار که به آسمان نگاه می کنیم،آسمانی جدید می بینیم.

هر بارانی، بارانی جدید و متفاوت است. هر پنجره ای، پنجره ای تازه است. هر افقی، افقی متفاوت. هر طلوعی، طلوعی نوین و هر غروبی، غروبی متفاوت. هر دوست جدیدی، دوستی متفاوت، هر دشمنی، دشمنی نو و متفاوت.

هر صدایی، هر آهنگی، هر کتابی، هر نگاهی، هر آسمانی، هر حرکتی، یک اتفاق جدید است یا لااقل می می تواند یک اتفاق جدید تصور شود. حرکت و تغییر همه جا وجود دارد در همه چیز.

می توانیم این تغییرات را با همین چشمهایمان ببنیم. چشم دل که جای خودش را دارد. چقدر چیزهای جدید و متفاوت در کنار ما وجود دارد و چقدر زمان برای دیدن این همه زیبایی و تغییر کم داریم.

با احترام


 
دو قدم مانده به روییدن گل جان بهار!
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: بهار 93

درود بر شما

تا بهار راهی نمانده است. دو قدم مانده به روییدن گل جان بهار.امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشید. سال نو بر شما مبارک.

امیدوارم سال نود و دو، سال خوبی برای همه بوده باشد و سال نود و سه، سرآغاز مهربانی های بیشتری باشد. سالی سرشار از صلح و دوستی، محبت و عشق، خوب دیدن و خوب شنیدن، خوب اندیشیدن و خوب رفتار کردن.

امیدوارم و آرزو می کنم شادابی، شادکامی، شکوفایی و کامروایی قرین همه باشد. برای همه آرزوی لحظات بیادماندنی، دوست داشتنی، همراه با صمیمیت دارم.

چند ساعت مانده به تحویل سال نو، پیشاپیش نوروز بر شما مبارک.

شاداب باشید.

معرفت

 


 
شکوفه می ماند!
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: شکوفه بهاری

درود بر شما

وقتی شکوفه های بهاری باغ های حاشیه مترو کرج-تهران را می بینی، دلت می خواهد پیاده شوی، از نزدیک آنها را نوازش کنی. دلت می خواهد قطار متوقف شود، آنها را لمس کنی، ببویی، لبخندشان را با لبخندت پاسخ دهی، تو نیز بشکفی، آنچنان که آنان شکفته اند...

دلت می خواهد درکنارشان باشی، از مرارتهایشان بشنوی، از زمستان سخت، سختی هایشان و ابرامشان بر ماندن، دلت می خواهد بشنوی، دوباره و چندباره...

با خاطرات تلخ و شیرینشان همراه شوی و در مسیر شکفتن، با ترانه هایشان با لذت تمام همخوانی نمایی، با دست افشانی نگاهشان، تو نیز دست افشانی دل داشته باشی. دلت را در رف طاقچه نگاهشان بگذاری و از دریچه شکفتن به دشت سبز کنارت خیره شوی...

چه لذت بخش است تماشای خمیازه سفید شاپرک بیدار شده در آغوش نازک خیال شکفته شکوفه بهاری...

من جغدی را نیز دیدم بر بالای حصار باغ. در اندیشه بود. سکوت کرده بود... سکوتی معنادار!!

امروز نوزدهم، اسفندماه یکهزار و سیصدو نود و دو است. تا بهار راهی نمانده. دست شکوفه ها را می گیرم. با شکوفه باید رفت...

امروز هوا بارانی خواهد بود...

من عاشق بارانم، اما دلم برای شکوفه می سوزد. شکوفه می ماند؟!...

باید بماند و خواهد ماند.

با احترام

معرفت


 
معرفی یک شبکه اجتماعی در حوزه هنر و فرهنگ!
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: شبکه تیوال ، شبکه اجتماعی فرهنگ و هنر

درود بر شما

اخیرا از طریق استاد منصوریان با شبکه اجتماعی تیوال که در حوزه هنر و فرهنگ است آشنا شدم. جای خالی برخی شبکه های اجتماعی در کشورمان احساس می شد. برای علاقمندان با این حوزه، پیشنهاد می کنم سری به آن بزنند.

با احترام

رحمان معرفت


 
ترانه برفی!
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: ترانه برفی

با سلام

آمدن برف در این ایام، رخوتی در من ایجاد کرده است و باعث شده تا تمرین صبوری ام بیشتر شود. اکنون که این یادداشت را می نویسم، از پشت پنجره دفتر گروه، مشغول تماشای دلنشین و لذت بخش نشستن آرام برف های بی ریا هستم. سفیدی اش، قلبم را نوازش می دهد. شادابی اش، روحم را.

گاهی فقط باید ایستاد و تماشا کرد. من اکنون ایستاده ام و تماشا می کنم. "چه لذت بخش و مطبوع است، مهتاب پس از باران".

وقتی صدای پای برف را می شنوم، سکوتی ژرف را آرزو می کنم تا بتوانم جای پای برف را در ذهنم حک کنم. باید تلاش کنم تا پای سفیدش را بر روی سلولهای خاکستری ام، نشانه گذاری کنم. شاید به همین خاطر است که مدتها چشم هایم را می بندم، دستم را به آسمان دراز می کنم، برف را استشمام می کنم، می بویمش، می خوانمش و با ترنم صدایش، دست افشانی می کنم... آخر برف ماندنی نیست. باید تلاش کرد در ذهن اثری، ردی، صدایی از آن را به یادگار نگه داشت. هر گاه که دلمان برای برف تنگ میشود با نیم نگاهی به جای پایش در ذهنمان، احساس خنکی کنیم. آخیش!! خنک شدم از این همه هیاهوی بی سرانجام دل مشغول کن...

سفیدی برف را برای دلم و دلهایتان آرزو می کنم.

امیدوارم برفی باشید...

با احترام

معرفت




 
لایبرکافی ها و سایبر کافی ها!
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: لایبر کافی و سایبر کافی ، دانشگاه خوارزمی

با سلام

گاهی اوقات یک اتفاق کوچک می تواند فرصت های خوبی برای فکر کردن بیافریند. سوالهایی در ذهن ایجاد نماید به گونه ای که با کنکاش شاید بتوان به آنها پاسخ های  مناسب داد.

روز سه شنبه قبل از شروع کلاس درس استاد منصوریان در دانشگاه خوارزمی، با آقای محمود سنگری، دوست عزیزم که دانشجوی دوره دکتری دانشگاه خوارزمی است، در سایت دانشکده مشغول جست و جو در شبکه نفس گیر!! اینترنت بودیم. فرصت رفتن به غذاخوری دانشگاه برای صرف نهار نداشتم. به ناچار از مقداری پسته که همراهمان بود به عنوان جایگزین نهار استفاده کردیم. در حین جست و جو، همراه با آقای سنگری مشغول خوردن پسته شدیم. طبیعی است که صدای شکستن پسته در فضای سایت منعکس می شد. به نظرم رسید به خوردن ادامه ندهم اما شیطنتی ناخواسته اجازه نداد. ما همچنان به خوردن ادامه دادیم!!!

در حین خوردن، یاد بحث سایبر کافی ها و شرایط استفاده از آنها افتادم. گاهی در کلاس درس بر سر این موضوع که آیا کتابخانه ها می توانند اجازه نوشیدن آب یا صرف غذا در سالن مطالعه و یا کتابخانه را به کاربران بدهند یا نه؟ ، بحث های جالبی در کلاس های درسی دوره کارشناسی در دانشگاه سمنان پیش می آید. برخی موافقند و برخی مخالف. اکنون که خودم در سایت دانشکده این امر را تجربه می کردم یاد بحث های دانشجویانم می افتادم. 

در انتهای فصل اول کتاب "جهانی شدن فراهم آوری..." به موضوع سایبر کافی ها اشاره شده است. نویسنده کتاب در این فصل اشاره می کند که در محیط کتابخانه و در خط مشی های کتابخانه ای باید بازنگری شود. به نظر جیم ایجی، نویسنده کتاب، اگر اجازه خوردن و آشامیدن به مراجعان در محیط کتابخانه ها داده نشود و در این خصوص با آنها سختگیری شود، کتابخانه ها مراجعان خود را از دست خواهند داد و سایبرکافی ها که راحتی بیشتری برای مراجعان به همراه دارند، رقبایی جدی برای کتابخانه ها خواهند بود.

همینطور که مشغول خوردن پسته بودم، راحتی نوشیدن آب در فضای یک سایت دانشگاهی همراه با انجام دادن جست و جو برای کارهای درسی ام، فکر کردن برای ایجاد فضای باز و آزاد برای خوردن و آشامیدن برای کاربران در محیط کتابخانه ها را در ذهنم بیشتر کرد. به نظر می رسد که برخی موافق و برخی مخالف خوردن و آشامیدن در کتابخانه ها باشند.

به نظر شما اگر به استفاده کنندگان از کتابخانه اجازه دهیم برای راحتی بیشتر، در خوردن و آشامیدن در کتابخانه ها آزاد باشند، آیا این امر می تواند در جذب آنها به کتابخانه ها نقشی داشته باشد؟ تا چه اندازه؟ آیا زمان آن نرسیده است که ما همچون سایبر کافی ها،کتابخانه هایی هم  با عنوان "لایبر کافی" داشته باشیم؟

با احترام

معرفت


 
گزارش خانم دلیخون از جشنواره برترین های علم اطلاعات در دانشگاه الزهرا (ع)
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برترین های علم اطلاعات و دان شناسی ، لیلا دلیخون

با سلام

خانم لیلا دلیخون، دانشجوی توانمند دانشگاه سمنان که اکنون در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل هستند گزارشی از جشنواره برترین های علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاه الزهرا (ع) تهیه کرده اند که در ذیل آنرا می خوانیم.

 

امروز 17 مهرماه است. سالن تورانی دانشگاه الزهرا (س) در ساعت دو بعدازظهر میزبان میهمانان سومین جشنواره برترین‌های علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران است. این جشنواره با حضور میهمانان محترمی چون دکتر اصنافی، کامران، تاجداران، همسر زنده یاد دکتر آزاد، سرکار خانم مریم نظری و سایر متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی در ساعت مقرر شروع شد.

تنوع دانشگاه‌های شرکت کننده در این جشنواره هم جالب بود. برخی دانشگاه ها از جمله دانشگاه شاهد، فردوسی مشهد، تهران، شهید بهشتی و... در مراسم حضور داشتند. در ابتدا دبیر ادکا و جشنواره راجع به رشته و هدفهای آن سخنرانی کردند و بعد هم گروه موسیقی، اجرای زیبایی داشتند.

در ادامه خانم نظری برای سخنرانی به روی صحنه آمدند. همچنین برنامه "کتابداران فردا" که هر ساله برای دانشجویان جدید الورود برگزار میشود با این جشن ادغام شد. در پایان از تمامی برترین های این رشته از جمله استاد مشاور برتر، دانشجویان برتر در تمامی مقاطع، وبلاگ دانشجویی برتر، نشریه برتر و نیز انجمن برتر تقدیر شد. به نظر می رسید این جشن فرصتی مناسب را نیز برای دیدار تمامی دوستان و هم رشته‌ایی‌ها ایجاد کرده بود.

 امید است که با تلاش فراوان همه دوستان و اساتید همواره بتوانیم کاربردهای این رشته و ارزش واقعی آن را در جامعه فرهنگ‌سازی کنیم.

با تشکر دلیخون

 


 
اولین جلسه همایش بین المللی نشر مجلات علمی برگزار شد.
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: همایش بین المللی نشر مجلات علمی در دانشگاه سمنان ، دانشگاه سمنان ، تربیت مدرس

با سلام

با یاری دکتر حسن زاده، اولین جلسه همایش بین المللی نشر مجلات علمی در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. اعضای کمیته علمی همایش به موقع آمدند و بحث های جالبی در خصوص جامعه هدف همایش مطرح شد. نهایتا مقرر شد که جامعه هدف، سردبیران نشریات باشد.  خوانندگان و ناشران حوزه نشر مجلات علمی و کارشناسان علم اطلاعات و دانش شناسی نیز جزو جامعه هدف قرار می گیرند. همایش بین المللی به صورت دو روزه در دانشگاه سمنان برگزار خواهد شد.

قرار است نشست بعدی در دانشگاه تهران و در محل کتابخانه مرکزی این دانشگاه برگزار شود. امیدوارم بتوانم از نتایج نشست خبرهای خوبی تهیه کنم.

با احترام

معرفت


 
اولین نشست همایش بین المللی نشریات الکترونیکی در دانشگاه سمنان!
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ مهر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: همایش بین المللی نشریات الکترونیکی در دانشگاه سمنا ، دکتر جعفر مهراد ، دکتر رحمت اله فتاحی ، دکتر یزدان منصوریان

با سلام

با پیشنهاد گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه سمنان و با نظر مساعد ریاست محترم پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، همایش بین المللی نشریات الکترونیکی در دانشگاه سمنان برگزار خواهد شد. جناب پرفسور مهراد، در نشست دبیر کل هشت کشور بزرگ اسلامی در حال توسعه موسوم به کشورهای  D-8 با روسای دانشگاه های مطرح کشور، موضوع پیگیری جدی همایش بین المللی نشریات الکترونیکی را با دکتر علی خیرالدین، ریاست محترم دانشگاه سمنان، مطرح کردند و مقرر شد، بنده هماهنگی های اولیه لازم برای اولین نشست کمیته علمی و هماهنگی همایش بین المللی نشریات الکترونیکی در دانشگاه سمنان را انجام دهم.

بر همین اساس، نشست روز سه شنبه 9 مهرماه سال جاری در دانشگاه تربیت مدرس تهران به برنامه های همایش اختصاص دارد. قرار است در این روز با معاون محترم پژوهشی دانشگاه سمنان در دانشگاه تربیت مدرس میزبان  اعضای کمیته علمی همایش باشیم. استاد جعفر مهراد، استاد فتاحی، استاد منصوریان، استاد جمالی مهموئی و استاد آستانه، استاد حبیب زاده، استاد هنجنی، دکتر قانع و همکاران گروه، سرکار خانم صابری و آقای کشاورز و نیز آقای امیر وفائیان در این نشست حضور پیدا خواهند کرد.

امیدوارم برنامه ها به گونه ای پیش رود که سال آینده بتوانیم میزبان خوبی برای همایش باشیم.

پیشاپیش دست یاری همه عزیزانی که تمایل به همکاری در برگزاری این همایش در دانشگاه سمنان را دارند را می فشاریم و به آنها خوش آمد می گوییم.

با احترام

رحمان معرفت


 
تبریک روز دختر!
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: روز دختر

با سلام

مدتی است که برای نگارش پیام در وبلاگم تنبلی می کنم. گرچه نمی توان واژه تنبلی را نیز بکار برد چون یادداشت های زیادی دارم که تمایل به انتشار آنها در وبلاگم دارم اما اتفاقاتی برایم افتاده که دل و دماغ اینکار را ازمن گرفته است. هرچه با خودم کلانجار رفتم که سراغ وبلاگم بیایم، نتوانستم خودم را راضی کنم. اما بی انصافی دیدم که روز دختر بیاید و تبریکی به مناسبت این روز عزیز و مبارک عرض نکنم.

خدمت تمام دختران این مرز و بوم، بانوان محترم و بویژه دخترکان شیرین زبانی که تمام پدران عاشقشان هستند، روز دختر را تبریک می گویم. تولد حضرت معصومه (س) بهانه ای است که هر سال به یاد این عزیزان باشیم و با تبریکمان به آنها، آنها را میهمان لبخندمان کنیم.

با احترام

رحمان معرفت


 
پرفسور جعفر مهراد، چهره ماندگار علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاه سمنان!
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: پرفسور جعفر مهراد، ، دکتر جعفر مهراد ، چهره ماندگار کتابداری

با سلام

خوشحالم به اطلاع دوستان عزیز و دانشجویان گرامی برسانم که تلاشهای ما برای دعوت از پرفسور جعفر مهراد، چهره ماندگار علم اطلاعات و دانش شناسی کشور، به نتیجه رسید و دانشگاه سمنان میزبان ایشان هستند. برنامه کاری ایشان در دانشگاه سمنان را می توان در این لینک مشاهده کرد.

امیدوارم حضور پرخیر و برکت ایشان بتواند زمینه ساز ارتباط بیشتر دانشگاه سمنان با پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ISC شود.

با احترام

معرفت


 
به انجمن علمی دانشجویی نگاهی صمیمانه داشته باشیم.
ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

با سلام

انجمن های علمی، بستر لازم برای شکوفایی اندیشه های دانشجویان را فراهم می کنند. انجمن علمی دانشجویی، محفلی برای حضور، فعالیت، خلاقیت، شکوفایی، همدلی و یادگیری است. انجمن علمی دانشجویی، فضای شادابی می تواند داشته باشد. در این انجمن می توان برای ارتقا شخصی و حرفه ای تلاش کرد. بسیاری از دانشجویانی که عضو انجمن می شوند، آرام آرام دست و پنجه نرم کردن با مشکلات را یاد می گیرند. راه های غلبه بر مسائل را می آموزند، با مدیریت بر مشکلات و بحران ها آشنا می شوند. شیوه های موفق بودن را تمرین می کنند.

دانشجویانی که در انجمن های علمی فعال هستند،گرچه ممکن است مشغله روزمره بیشتری گریبانگریشان شود، اما چون با مشکلات و راه های حل مشکلات آشنا می شوند، نهایتا احساس موفقیت بیشتری دارند. همه می دانیم که فعالیت در انجمن به لحاظ مالی، بهره ای برای افراد ایجاد نمی کند اما، رضایت خاطر و احساس پویایی و شادابی و طراوت خاصی به انسان می بخشد. این  احساس رضایت، همان انرژی است که از مشکلات، شکلات می سازد.

در فعالیت های انجمن علمی دانشجویی دستیابی به بودجه و مسائل مالی همواره چالش زا هستند، این موضوع مسأله جدیدی نیست، مشکلات مالی همواره وجود داشته و خواهند داشت. اما می توان با برنامه ریزی، با استفاده از خوش فکری دانشجویان توانمند و خوش فکر، به مسائل مالی نیز فائق آمد. 

ادامه دارد....


 
به یاد استاد ارجمند دکتر حری!
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: دکتر عباس حری

با سلام

شنیدن خبر درگذشت دکتر عباس حری، استاد ارجمند با اخلاقی که همواره در دل و ذهن کتابداران منش زیبا و روش متعالی ایشان باقی خواهد ماند، اندوهی بزرگ در جامعه کتابداری ایجاد کرد. پیام های متعدد تسلیت که از سوی کتابداران و جامعه کتابداری به گروه های مختلف بحث ارسال می شود گویای عمق تاثر حرفه مندان کتابداری و اطلاع رسانی است. دکتر عباس حری فرهیخته ای ارجمند بود که در عمر بابرکتش دانشجویان توانمند بسیاری را تربیت کرد. همواره اعتقاد دارم که آثار افراد، همانند فرزندان آنها می باشند. دکتر حری فرزندان بیشماری داشت که در غیابش، خوانندگانش را رهنمون خواهند بود. از سوی دیگر، فرزندان معنوی دکتر حری در این مرز و بوم بسیارند. فرزندان معنوی، دانشجویانی که با الهام از ایشان، سیره و روش زندگی خود را بر مبنای علم و اخلاق قرار داده اند.

امیدوارم روح آقای دکتر حری قرین رحمت واسعه الهی قرار گیرد.

با احترام

معرفت


 
تبریک روز مادر!
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

با سلام

 روز مادر را به تمام مادران دنیا تبریک می گویم. برای مادرانی که از دنیا رفته اند نیز طلب مغفرت و بخشش می نمایم. دیروز وقتی از درب ستاد مرکزی دانشگاه سمنان عبور می کردم تابلویی نظرم را جلب کرد. حدیثی از پیامبر اکرم (ص) که فرموده بودند: هر کس بر پیشانی مادر خویش بوسه زند از عذاب دوزخ در امان خواهد بود. قدر مادران را بدانیم. بر دستها و پیشانی آنها بوسه بزنیم. فرصت های کوتاه در کنار مادران بودن را قدر بدانیم.  

سه پست در وبلاگم وجود دارد که برایم بسیار ارزشمندند. هرگاه آنها را می خوانم دلم می گیرد. گرچه اکنون مادر در کنارم نیست  اما هنوز شیرینی طعم گوارای بوسه هایی که با افتخار بر پیشانی و دستانش می زدم  در دل و ذهنم جاری است. هر گاه می دیدمش به هر بهانه ای که بود با بوسیدن دست یا پیشانی اش این طعم گوارا را می چشیدم.

 امیدوارم همواره قدر مادران را بیشتر بدانیم.

http://rmarefat.persianblog.ir/post/96

 http://rmarefat.persianblog.ir/post/145

 http://rmarefat.persianblog.ir/post/149

با احترام

معرفت


 
سال نو مبارک! دانشگاه سمنان دبیر منطقه 8 فناوری اطلاعات شد.
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: منطقه 8 فناوری اطلاعات وزارت علوم

با سلام

بی مقدمه، سال نو را به همه تبریک می گویم. امیدوارم سال 1392 سالی سرشار از شادی و شادکامی برای ملت ایران و تمامی انسانها باشد. سال گذشته، با تمام شیرینی ها و ناکامی ها، گذشت. امیدوارم شادمانی ها و شادکامی هایتان در سال گذشته بیش از ناکامی هایتان بوده باشد، گرچه همواره معتقدم ناکامی ها و مشکلات گذشته را باید به دست فراموشی سپرد و همواره باید تلاش کرد تا به آینده نگاه داشت. امیدواری به آینده نعمت بزرگی است.

در واپسین روزهای سال نود و یک ، با همت کارشناسان محترم حوزه فناوری اطلاعات دانشگاه، حمایت بی دریغ معاونت محترم پژوهشی دانشگاه (و کارکنان عزیز این واحد بویژه جناب آقای مهندس مولایی،  و آقای عبدوس، آقای رهایی)  و نیز معاونت محترم دانشجویی (بویژه اقای دکتر اسحق رحیمیان) و همینطور مدیر دفتر ریاست دانشگاه جناب آقای مهندس مداح و در نهایت حمایت ها و مهربانی های ریاست محترم دانشگاه، موفق شدیم تا دبیری منطقه 8 فناوری اطلاعات وزارت علوم و تحقیقات و فناوری را کسب نماییم. این موفقیت گرچه در انتهای سال نود و یک بود، اما بی شک برکاتش در سال نود و دو و سالهای بعد خواهد بود.

امیدوارم دانشگاه سمنان بتواند میزبان شایسته ای برای دبیری منطقه 8 فناوری اطلاعات وزارت علوم باشد.

با احترام

معرفت


 
ای وای مادرم!
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ای وای مادرم

با سلام

زیباترین تابلو آفرینش را از دست دادم. در واپسین لحظات جدا شدن روح بلند مادرم، در کنارش بودم. آرامشش، آرامم می کرد. در ثانیه های بیشمار پس از رحلتش، هرگاه خاطر شیرینش در یادم زنده می شود، یاد "ای وای مادرم" می افتم. آسمانش آبی و دلش دریا بود. دو سال در مقابل بیماری سختش مقاومت کرد. بی آنکه شکوه ای یا گلایه ای کند. هنوز هم هر گاه، مرا می دید فراموش نمی کرد لبخندش را، لبخندی که گاه ساختگی بود تا فرزندش و دلبندانش را دلشاد کند. در آن لحظه های آخر، هنوز هم امید را در چشمانش می توانستی ببینی و  می دیدی؛ امید به بهبودی، و چه آرام بهبود یافت.

آخر هفته ها که به دیدارش می رفتم، به جای آنکه من او را امیدوار کنم و دلداری دهم، او مرا به زندگی امیدوار می ساخت. گاهی به این دریادلیش، حسادت می کردم. امیدوار بودن را از او آموختم.

چندی پیش، که اندک زمانی از دوری مادرم و پرکشیدنش به ملکوت نگذشته بود و من خاطراتش را مرور می کردم ناخودآگاه متوجه شدم، تمام آرزوهایم را برآورده ساخته بود. اتفاقاتی که بعد از سفر ملکوتی اش برایم افتاد به یقینم رساند که هنوز هم مانند کوهی سترگ در پشت فرزندش، من بی مقدار، ایستاده است. هنوز هم فکر می کنم دور از من نیست در کنارم، در قلبم است. جای همیشگی اش.

خوش به حالش! دوستان و دوستدارانش در روزی که برایش مجلس ختم گرفته بودیم، برایش سنگ تمام گذاشتند. وقتی جمعیت چندهزار نفری حضور یافته در مجلس ختمش را دیدم، بازهم یاد محبت هایش افتادم. چه دوستان خوبی هم داشت. یادم هست که همیشه، مهربانی هایش را بی هیچ چشمداشتی و بدون آنکه افراد را بشناسد، در سبد دوستی و اخلاص به همه تقدیم می کرد.
برای شادی روحش هر روز دعا می کنم. آرامش، رحمت و غفران الهی را برایش آرزو دارم.

از همه عزیزانی که با من همدردی نموده و موجب تسلای خاطرم شده اند متشکرم. عمر با عزت برای همه آرزومندم.

آمین

با احترام


 
فقط برای اعلام حضور!
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

با سلام

گاهی زمانها را به سادگی از دست می دهم. افسوس زمان های از دست رفته، مصمم می کند که دیگر فرصت از دست رفتن زمان به این شتابان روان زندگی ندهم. گاهی فکر می کنم در کوتاهترین زمان ها می توان بهترین و بیشترین کارها را انجام داد. حداقل می توان پستی در وبلاگ گذاشت. قدر لحظه ها را باید دانست... زندگی سیب امید است که در آب روان می رقصد...

امیدوارم بتوانم، از کوچکترین زمان ها استفاده کنم.

با احترام

معرفت


 
آموزش وبلاگ نویسی با کمک نرم افزار ورد!
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: وبلاگ نویسی

با سلام

با کمک نر افزار ورد به سادگی می توان به وبلاگ نویسی ادامه داد. کافیست اینجا را کلیک کنید تا persianblog.ir راهنمای شما باشد.

با احترام

معرفت


 
مادر: باران زندگی!
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ای وای مادرم

با سلام

امروز چهارشنبه، یک روز قبل از اربعین است. قرار است فردا مادر را ببینم. در حال نگاه کردن پست "ای وای مادرم" در وبلاگم هستم، جمله "هیچ گاه مادران فرزندان خود را تنها نمی گذارند"، اشک بر چشمانم جاری ساخت. یاد مادر افتادم.

وقتی مدتی قبل در خدمتش بودم، هنوز هم "در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود".

هنوز هم "هر جا شده هویج هم امروز می خرد، بیچاره پیرزن، همه برف است کوچه ها"

و هنوز هم وقتی که خواب می رفتم با وجود بیماری خویش، "دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید، لیوان آب از بغل من زد کنار، در نصفه های شب"

یک خواب سهمناک و پریدم بحال تب، نزدیکهای صبح، او باز زیر پای من نشسته بود، آهسته با خدا،

راز و نیاز داشت"

...

با احترام،

معرفت


 
عکسی از سبحان عزیزم!
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سبحان معرفت ، مطالعه کودک

با سلام

بنابر درخواست برخی از دوستانم، عکسی از سبحان عزیزم را در وبلاگم قرار می دهم. سبحان در حال مطالعه!!

 

 


 
نمایشگاه کتاب در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب ، انجمن علمی دانشجویی علم اطلاعات و دانش شناسی سمنان

با سلام

به همت انجمن علمی دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه سمنان، نمایشگاه کتابی در سالن اداری دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان برگزار شده است. روز چهارشنبه از این نمایشگاه بازدیدی داشتم. برگزاری نمایشگاه کتاب برنامه مناسبی است که اگر ادامه دار باشد می تواند فرصت خوبی برای دیدن آثار جدید منتشر شده در حوزه های مختلف باشد. از دانشجویان محترم انجمن علمی دانشجویی علم اطلاعات دانشگاه سمنان تشکر می کنم. امیدوارم این نمایشگاه آغازی باشد برای برگزاری نمایشگاه های کتاب استانی.

با احترام

رحمان معرفت


 
یلدا و خاطراتش!
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: یلدا

با سلام

یلدای امسال خاطرات یلدای پیشین را بیاد آوردیم. گاهی انسان وقتی به گذشته می نگرد خاطرات شیرین و تلخ را به یاد می آورد. امیدوارم وقتی یلدای سال آینده به یلدای امسال فکر می کنم، شادیها و خاطرات شیرین بیشتری به یاد آورم.

با احترم

معرفت


 
یک دنیا سکوت!
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

با سلام

خبر خیلی کوتاه بود. یکی از دانشجویانم در عصر روز پنج شنبه بیست و هفتم مهر 91در تماس تلفنی خبر تاسف انگیز درگذشت خانم ماندانا مرتاضی را به من داد. مرتاضی دانشجوی شاداب ورودی 89 رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه سمنان بود. شاداب و با شیطنت های خلاقانه که گاهی مرا نیز به خنده وا می داشت. پایم لرزید و نتوانستم قدم از قدم بردارم. بلافاصله همکارم خانم صابری با صدای حزن انگیزی تماس گرفت و یادم نمی آید که کی و چگونه با ایشان خداحافظی کردم. گوشی تلفن هنوز در دستم بود و من از خود بی خود.

 تمام کلاسهایی که خانم مرتاضی با من داشت در چند دقیقه ای که تا منزل راه بود مانند صفحه تلویزیون در مقابل چشمانم ظاهر شد. شادابی, سادگی و صداقتش همه و همه از یادم گذشت. چه سخت است برای دوستانش و همکلاسی هایش. دوستانی که مدت های مدیدی با او بودند و در شادیها و غم هایش و زندگیش با او زندگی کرده بودند. با هم خندیده و گریسته بودند با هم در کلاس درس گفته بودند و خوانده بودندو ... چقدر غم انگیز خواهد بود برای آنها و برایم یادآوری خاطراتش. امروز در دانشکده روان شناسی دوستان با محبتش مراسم یادبودی گرفتند. یادش را گرامی داشتند. باز هم باهم بودند با هم اشک ریختند اما امروز ماندانا مرتاضی در کنارشان نبود. او آنها را می دید و آنها پرکشیدنش به ملکوت را. گویی که از امروز روزه سکوت گرفته است. یک دنیا سکوت.

به دانشجویانم به همکلاسی های عزیزش که دوری اش را باید صبوری کنند و به همکارانم در گروه و به خانواده محترمش عروج زودهنگامش را تسلیت می گویم.

یادش گرامی باد. خداوند روحش را قرین شادی و محبت خود قرار دهد. آمین!

با احترام

معرفت


 
جایزهٔ ایرج افشار در موضوع کتابداری!
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ایرج افشار ، جایزه ایرج افشار در کتابداری

با سلام

امروز در سایت لیزنا خبر اختصاص جایزه ایرج افشار در موضوع کتابداری را خواندم. برایم جالب بود. فرزندان استاد ایرج افشار تلاش کرده اند تا با اینکار یاد استاد را همواره زنده نگهدارند. یادش گرامی باد. ایده های خوب، زمینه ساز تحولات بزرگ هستند. چه کسی می توانست حدس بزند که جایزه نوبل اینقدر فراگیر می شود. معتقدم که جایزه استاد ایرج افشار هم جهانی می شود. سالها پیش در خبری خواندم که شعار یونسکو این بود" جهانی بیندیشیم، محلی (یا منطقه ای) عمل کنیم". شعار جالبی بود. می توان منطقه ای (یا محلی) عمل کرد و جهانی دید.

با احترام

معرفت


 
تغییر نام رشته!
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی

با سلام

خبر تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی به علم اطلاعات و دانش شناسی، موجی از اظهار نظرها در این خصوص را فراهم آورده است. قبل از تغییر نام، حرف و حدیث فراوان بود طرفه آنکه بعد از تغییر نام رشته نیز حرف و حدیثهای فراوانی بوجود آمده است. گرچه منتقدینی وجود دارند اما به نظر می رسد، طرفداران نام جدید هم بسیارند و این تغییر نام با استقبال بسیاری همراه بوده است.

با احترام

معرفت


 
بوی ماه مهر با کلاس اولی ها!
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: بوی ماه مهر

با سلام

وقتی که روز اول مهر از پشت پنجره، خیابان را نگاه می کنی، تکاپوی جالب و احساس برانگیز کودکان را می بینی که تنها یا با هم، دست در دست هم به سمت مدرسه حرکت می کنند. شادی وصف ناپذیری از دیدن این صحنه ها در دل انسان ایجاد می شود. گاهی آرزو می کنیم ای کاش زمان بازگردد و دوباره در کلاس اول، پشت نیمکت ها بنشینیم و مهربانی را بخش کنیم و صدای محبت را بکشیم. پاکن هایمان را بیندازیم و برای نگاه کردن خوراکی های زنگ تفریحمان، به زیر میز برویم. مدادمان را تراش کنیم، روی میز به صورت هارمونیک بزنیم و ترانه های کودکانه زمزمه کنیم.... باز آمد بوی ماه مهر... بوی بازیهای راه مدرسه...

مواظب لباسها و کفش تازه مان باشیم. کیفمان را به دوشمان بیندازیم و دوان دوان یا لی لی کنان از خیابان ها بگذریم. یاد "باز مدرسه اش دیر شد" بیفتیم و به خودمان قول بدهیم فردا زودتر از خواب بیدار شویم. شبها جورابمان را جایی بگذاریم تا صبح دنبالش نگردیم. کتابها و دفترها در کیفمان باشد مبادا آنها را جا بگذاریم. راستی، یادمان باشد که فردا صبح از بوفه مدرسه یک مشت تخمه هم بگیریم تا در زنگ تفریح تخمه بشکنیم و بعدش هم بازی کنیم.

چه زود می گذرد این زمان ناصبور، "گاهی، آهی شعله ای است" و من اکنون آهی در سینه دارم!

صدای بلندگوی مدرسه همجوارمان، رشته افکارم را می گسلد. دست در دست ستایش، می رویم تا سرویس مدرسه اش بیاید. امروز اولین روز، مهر 91 است و ستایشکم قرار است در کلاس اول، پای مهربانی خانم نوری،معلم کلاس اولش، بنشیند. دیشب به دخترکم گفتم: خوش به حالت، حسودی ام می شود که تو می توانی به کلاس اول بروی، ولی من نمی توانم دوباره در کلاس اول بنشینم. خندید. گرچه خیلی شاداب است اما فکر می کنم هنوز تا مدتها درک نکند که چه لحظات نابی را سپری می کند. یاد تیزر تلویزیونی چند سال پیش افتادم که بچه های کلاس اولی در مقابل دوربین می آمدند و می گفتند" من کلاس اولی هستم!! خوشحالم!!  ای کاش من هم یک کلاس اولی بودم...

با احترام

معرفت


 
تغییر نام رشته کتابداری به علم اطلاعات و دانش شناسی!
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: کتابداری ، تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی ، علم اطلاعات و دانش شناسی

با سلام

با تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی به علم اطلاعات و دانش شناسی، موافقت شد. متن خبر را می توانید در لیزنا مطالعه کنید.

با احترام

معرفت


 
تبریک روز دختر!
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: روز دختر

با سلام

تولد حضرت معصومه (ع) بهانه مبارکی است که "روز دختر" را به دختران عزیز تبریک بگوییم. به تمام دختران، بویژه دخترکم، ستایش عزیز، و نیز تمام مادران ایران زمین روز دختر را تبریک می گویم. امیدوارم همواره شاداب و با طراوت باشند.

با احترام

معرفت


 
تسلیت برای درگذشت همکاری مهربان
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اسماعیل حبیبی ، سازمان انرژی اتمی ایران ، خبر درگذشت

باسلام و احترام
خبر درگذشت دوست و همکار عزیزمان، جناب آقای دکتر اسماعیل حبیبی، برایم بسیار تکان دهنده وناگهانی بود. مهربانی های ایشان را هیچگاه از یاد نخواهم برد. بنده در سازمان انرژی اتمی ایران با ایشان همکار بودم و از نزدیک با منش زیبا و انسان دوستانه ایشان آشنا بودم و بعد ها نیز که ارتباطم با ایشان، با وجود بعد مسافت همچنان ادامه داشت، از محبت ها و مهربانی های ایشان بی نصیب نبودم. امیدوارم در سایه رحمت الهی روحشان شاد باشد.
این ضایعه را به همسر محترمشان، خانواده گرامیشان، همکارانم در سازمان انرژی اتمی ایران، دانشجویان و جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ایران تسلیت عرض می کنم

با احترام
رحمان معرفت


 
آذربایجان عزیز!
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: زلزله آذربایجان شرقی و اردبیل

با سلام

خبر تاسف انگیز زلزله در آذربایجان بزرگ دل تمام ایرانیان عزیز را بدرد آورد. همبستگی مردم بویژه آذری زبان های مهربان در مواقع سختی و بخصوص در برابر همشهریان خودشان بسیار مثال زدنی و ارزشمند است. امیدوارم که روزهای خوبی در انتظارشان باشد و شاخه های لبخند کودکان این مرز و بوم همواره بر قامت تنومند آذربایجان سایه بیندازد. دیر زیند و پایدار باشند.

با احترام

معرفت


 
اشتباه برخی از اساتید و برخی از هیات های ممیزه دانشگاه ها، از نظر دکتر جعفرمهراد
ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: دکتر جعفر مهراد ، isi ، isc ، کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان

با سلام

دکتر جعفر مهراد، رئیس محترم مرکز ISC، اخیرا مصاحبه ای انجام داده اند که متن آنرا در وب سایت کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان و نیز  در اینجا می توان مشاهده نمود. خالی از لطف نیست که نگاهی به آن انداخت و با این اشتباه آشنا شد.

با احترام

معرفت


 
طرح کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه سمنان!
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان ، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه سمنان ، کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان ، طرح کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان

با سلام

اخیرا ایمیلی از یکی از همکارانم، سرکارخانم صابری دریافت کردم که در آن طرح کتابخانه مرکزی دانشگاه سمنان توصیف شده بود. خالی از لطف نیست نگاهی به آن از اینجا بیاندازیم.

با احترام

معرفت


 
کتابداری پل ارتباطی!
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: دکتر مجید اسحاقی ، دکتر افشین موسوی چلک ، عادل فردوسی پور ، دانشگاه سمنان

با سلام

به نظر می رسد جمله مشهور عادل فردوسی پور، گزارشگر محبوب ورزشی، قابل استفاده در سایر حوزه ها هم می تواند باشد. ما هم می توانیم بگوییم " چه میکنه این کتابداری". دیروز وقتی با دکتر مجید اسحاقی، یکی از پژوهشگران برجسته کشور و دنیا درحوزه ریاضیات، که عضو هیات علمی دانشگاه سمنان هستند جلسه ای سه ساعته داشتم. پس از اتمام جلسه، دکتر اسحاقی گفتند در دوره دانشجوییشان یکی از دوستانشان در رشته کتابداری و اطلاع رسانی در فردوسی مشهد درس می خواندند که اتفاقا فوتبالیست هم بودند و از قضا عضو تیم ابومسلم هم بودند. کنجکاوی ما اجازه نداد بیشتر صبر کنیم. از آقای دکتر اسحاقی نام دوستشان را جویا شدیم. گفتند: نام کوچک دوستشان، افشین بود. تنها اسمی که به ذهنم خطور کرد، افشین موسوی چلک بود. با یک حساب سر انگشتی، با توجه به اندازه و اندام افشین، باخودم گفتم، دکتر موسوی و فوتبال!!!؟؟ محال به نظر می رسد...

در همین افکار بودم که دکتر اسحاقی نام کامل دوستش را بیاد آورد... افشین موسوی چلک...

وقتی به ایشان از دوستی و ارادت خودم به دکتر افشین موسوی چلک گفتم، بسیار خوشحال شد و تمایل پیدا کرد تا با دکتر موسوی ارتباط برقرار کند.

اتفاق جالبی بود. دو دوست که مدتها از هم بیخبر بودند. به واسطه نیازمندی های حرفه ای یک متخصص به دانش کتابداری و اطلاع رسانی، از هم خبردار شدند. بازهم جمله عادل فردوسی پور به ذهنم آمد" چه میکنه این کتابداری".

با احترام

معرفت


 
در سوگ دکتر خشایار یغمایی!
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: خشایار یغمایی ، استاد دانشگاه سمنان

با سلام

خبر درگذشت دکتر خشایار یغمایی‌ استاد برجسته دانشگاه سمنان موجی از اندوه در بین همکاران دانشگاهی ایجاد کرد. دکتر یغمایی از فرهیختگانی بود که همواره تلاش و کوشش را سرلوحه فعالیت هایش کرده بود. تبسم همیشگی وی حتی در سخت ترین شرایط مثال زدنی بود. وی سالها پیش معاون پژوهشی دانشگاه سمنان بود و در آن سالها بنده از نزدیک با ایشان ارتباط حرفه ای داشتم. در آن سالها که هنوز موج الکترونیکی شدن و اتوماسیون فراگیر نشده بود ایشان از پیشگامان و تشویق کنندگان افراد در استفاده از فناوری ارتباطات و ابزارهای الکترونیکی بود. خدمات ایشان به نابینایان و اختراعات ارزشمندشان همواره نام ایشان را ماندگار خواهد کرد.

خدایش بیامرزد.

با احترام

معرفت


 
همایش ملی کتابداری و اطلاع رسانی, مشکلات و شکلات!
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: همایش ملی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان

با سلام

مدتی است که به وبلاگم سرنزده ام. خبرهای خوب و اتفاقات مبارکی در طی این مدت روی داده است. متاسفانه فرصت نوشتن نداشته ام. یکی از خبرهای خوب برگزاری موفق  همایش ملی انجمن دانشجویی  کتابداری و اطلاع رسانی سمنان بود. حضور آقای عمرانی و دکتر قاضی زاده و دکتر اصنافی و دکتر اسدی و خانم پاکدامن و سایر همکاران دانشگاه از جمله آقای زمانی و خانم سراج در همایش لحظات علمی شادابی ایجاد کرده بود. کار بچه های انجمن علمی فوق العاده بود. انجمن علمی بستری است برای شکوفایی علمی و اجرایی. به نظر من برخی از دانشجویانی که اکنون با انجمن همکاری می کنند آینده درخشانی خواهند داشت. از آقای ناظری و قره بقلو و ولویی و دوستانشان در ورودی های 90 که با جدیت موضوع همایش را پیگیری می کردند متشکرم. نقش خانم ها در برگزاری همایش نیز بسیار چشمگیر بود. خانم دلیخون و فیضی و سلیمی و داب و سایر دانشجویان عزیزی که مجال نام بردن از آنها نیست شایسته تقدیر و تشکر هستند. دانشجویان پیام نور دامغان که با حوصله تمام در همایش حضور یافتند نیز حرکتشان قابل تقدیر است. بویژه ابتکار عملشان در گرفتن سرویس از دانشگاه آزاد برای حضور در همایش سمنان جالب بود.  از همه شما متشکرم.

امیدوارم پایان همایش امسال شروع خوبی باشد برای همایش سال آینده. گرچه همواره کاستی هایی ممکن است وجود داشته باشد اما باید تلاش کرد بر آنها غلبه کرد. به نظر من توانمندی دانشجویان دانشگاه سمنان بسیار فراتر از مشکلات است. اگر میم مشکلات را برداریم شکلات باقی خواهد ماند. با شیرینی شکلات به نبرد با ناملایمات باید رفت.

از خانم صابری خستگی ناپذیر نیز که به عنوان مشاور انجمن همواره راهنمای دانشجویان بوده اند بسیار متشکرم. بی شک به پشتوانه ایشان بسیاری از مشکلات شما در طی همایش رفع شده است.

 

 


 
مادر، به همین سادگی!
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: روز زن ، ای وای مادرم

با سلام و احترام

مادر،"بارانی که در لطافت طبعش خلاف نیست"، آیینه تمام نمای عشق است و مهربانی و دوستی.

گاهی که "خیلی زود دیر می شود" و ما آنها را فراموش می کنیم آنها بازهم ما را فراموش نمی کنند. امیدوارم قدر مادرانمان را بدانیم و برای مادرانی که از دنیا رفته اند آرزوی رحمت و شفقت الهی نماییم. هرگاه مادرانی را که از دنیا رفته و درگذشته اند را به یاد می آورم ناخودآگاه یاد شعر "ای وای مادرم" اثر استاد شهریار می افتم.

روز مادر و روز زن مبارک!

با احترام

 


 
"خرس" در دانشگاه سمنان!
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نمایش خرس در دانشگاه سمنان

با سلام و احترام

بالاخره "خرس" در دانشگاه سمنان به نمایش درآمد. روز دوشنبه بعد از همایش ملی گچ فرصتی پیش امد تا از "خرس" در دانشکده مهندسی دیدن نمایم. بسیار جالب و شورانگیز بود. نمایش "خرس" در دانشگاه سمنان مرا یاد "خواستگاری" انداخت که مانند خرس زیبا و جذاب بود. خاطرم هست هنگامی که  خواستگاری در دانشگاه فردوسی مشهد به نمایش درآمد سالن مملو از جمعیت بود. تماشای "خرس" نشاط خاصی برایم فراهم کرد. تئاترهای جالب می توانند زمانهای شادابی برای انسان ایجاد نمایند همراه با تفکر.

با احترام

معرفت


 
اردیبهشت و نمایشگاه کتاب!
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب تهران 1391

با سلام

اردیبهشت هر سال یادآور نمایشگاه کتاب است. نمایشگاهی که برایم بسیار جالب و جذاب است. گاهی ساعت ها در نمایشگاه قدم می زنم و از قدم زدن در فضای لذت بخش نمایشگاه سیر نمی شوم. هرچه به زمان برگزاری نمایشگاه کتاب نزدیک تر می شوم، شوق و اشتیاقم بیشتر می شود. بهار کتاب در راه است.

با احترام

معرفت


 
مرجع شناسی و فرهنگ بومی!
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مرجع شناسی و فرهنگ ، زنجان ، آزاده داریی ، گویش سمنانی

با سلام

یادم هست که وقتی درس مرجع شناسی را در دوره کارشناسی می خوانیدم استاد درس مرجع شناسی یعنی استاد مجذوب صفا همواره تاکید می کرد که یکی از نقش های کتابدار مرجع حفظ آثار بومی و ملی است. ایشان همواره تاکید می کردند که کتابداران مرجع باید به جمع آوری آثار و فرهنگ بومی خود اقدام کنند و این کار را در سرلوحه فعالیت های دائمی خود قرار دهند. به عنوان نمونه می گفتند که اصطلاحات و واژه های محلی را می توان در فرهنگنامه ای گردآوری کرد تا از بین رفتن آنها جلوگیری کرد. موضوعی که در خصوص برخی زبان ها و گویش ها و فرهنگ ها از اهمیت بسیاری برخوردار است. به عنوان مثال گویش سمنانی که گستره و تاریخچه ای کهن دارد متاسفانه به دلیل عدم تکرار و کم اقبالی خانواده های سمنانی به آن به نظر می رسد در معرض خطر باشد. کتابداران مرجع با مشاوره و همفکری با زبان شناسان می توانند در گردآوری و ثبت انواع واژه های محلی در قالب واژه نامه های متنوع اقدام نمایند تا میراث گرانبهای زبان و فرهنگ محلی را به آیندگان تقدیم نمایند. به نظر می رسد این وجه از وظایف و خدمات کتابداران مرجع کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

امروز هنگامی که به موضوع مرجع و نقش کتابداران در ثبت واژگان بومی فکر می کردم یاد شعر جالبی افتادم که در دوران دانشجویی آقای امیر وفائیان هم اتاقی مهربانم نسخه ای از آن را به من داده بودند. شعر در خصوص شهر زنجان بود (امیر اهل زنجان است). شعر مذکور به زبان ترکی و با عنوان"آنا یوردی وطنیم زنگانیما قوربان اولوم" بود.(اگر درست ترجمه کرده باشم مفهومش اینست که : فدای زادگاه مادریم زنجان شوم). شعر مذکور سروده خانم آزاده دارایی است که ظاهرا ساکن لس آنجلس هستند و شعر را به یاد زنجان و خاطرات آن سروده اند. آنهایی که به زبان ترکی آشنایی دارند می توانند شعر را در اینترنت جستجو کنند و از خواندن آن لذت ببرند. گرچه بنده به اصالت شعر به زبان اصلی بسیار معتقدم اما برای دوستانی که با ترکی آشنایی ندارند دیدن و خواندن ترجمه فارسی آن اگر وجود داشته باشد خالی از لطف نیست. بنده خودم ترجمه فارسی از آن ندیدم و اگر خوانندگان وبلاگ حاضر به متن فارسی آن دسترسی داشته باشند خوب است که برایم بفرستند تا در اختیار عزیزان فارسی زبان هم قرار گیرد. دو بیت از شعر مذکور اینست:

آنا یوردو وطنیم زنگانیما قوربان اولوم
شهریمین او یاراشیقلی آدینا قوربان اولوم
...
یئل اسه نده اوجا بوی آغاجلارین اویناماغی
آغ بولودلاردان اوچان دورناسینا قوربان اولوم
...

فکر می کنم که کتابداران در ترویج فرهنگ بومی نقش مهمی دارند و این موضوع کمی کمرنگ شده است.

با احترام

معرفت

 


 
سال نو مبارک: نوروز 1391!
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

با سلام

سال نو مبارک. امروز دومین روز سال 1391 است. سال نو را تبریک می گویم. امیدوارم روزها و هفته های سرشار از مهربانی و تکامل در انتظارمان باشد و همه قفل ها باز شود. در دومین روز سال جدید، آفتاب مهربانی تابنده و پرنشاط است. هوای سمنان امروز بسیار جذاب و بهاری است. از سرمای زمستان خبری نیست و بهار از لابلای درختان خود را نرم نرمک نمایان می کند.

با احترام

معرفت

 


 
تفکر و یادی از خاطرات!
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: عباس صدخروی ، علی قلعه نوی ، خاطرات ، دانشگاه فردوسی مشهد

با سلام

امروز هم یکی از همه روزهای خوب خداست. بسیاری از مواقع ما عادت کرده ایم کارهایمان را بدون تفکر انجام دهیم. اول کار را انجام می دهیم بعد می نشینیم درباره آن فکر می کنیم. بسیاری از مواقع حتی بعد از انجام کار فکر هم نمی کنیم. سعی خواهم کرد کمی بیشتر فکر کنم. اینکه یک ساعت تفکر را برابر با هفتاد سال عبادت دانسته اند، امر گزافی نیست. یادم هست در دوران دانشجویی ام در دانشگاه فردوسی مشهد از مسیر حرکت اتوبوسهای دانشگاه از سردر اصلی تا خوابگاه فجر،گاهی به جای سوار شدن به اتوبوس پیاده می رفتم و تمام مسیر را به تفکر می پرداختم. برگهای درختان که در زیر پایم خش خش می کردند را هنوز به یاد دارم. گاهی برگی از درختی می افتاد و خزان را یادآوری می کرد. گاهی سبزی قبای برگ گلی که در کنار مسیر زندگی می دیدم مزرع سبز فلک را خاطرنشانم می کرد. گاهی با علی قلعه نوی و عباس صدخروی این مسیر را گز می کردیم. این دو نفر، همکلاسی های عزیزم هستند که هر کجا هستند امیدوارم شاداب باشند. گاهی با علی در این مسیر درباره زندگی، جهان، فلسفه و سایر موضوعات صحبت می کردیم. علی قلعه نوی سبزواری بود و نسبت به استاد شهید علی شریعتی، تعصب خاصی داشت. گاهی از صحبت هایش لذت می بردم و تعصبش را می ستودم و گاهی نگرانی هایش نگرانم می کرد. علی قلعه نوی را دیگر هیچ وقت در این ده سال ندیدم. نه خبری و نه اثری... و شاید" هی فلانی زندگی شاید همین باشد"... هر گاه به یاد او می افتم خاطرات دوران شیرینی که زمان بسیار بیشتری برای تفکر داشتم برایم زنده می شود. با عباس عزیز هر از گاهی تلفنی، ایمیلی یا از طریق چت ارتباط دارم. هنوز هم مانند گذشته شیرین است و شیرین سخن. امیدوارم شاداب باشد.

یادمان باشد همیشه در زندگی پرشتابمان زمان هایی را مختص تفکر کنار بگذاریم.

با احترام مجدد

معرفت


 
یک چشم بر هم زدن!
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: خاطرات

با سلام

یادم هست وقتی تکلیف های درسی کلاس اول ابتدایی را در همان ماه های اول که به مدرسه رفته بودیم را داشتم می نوشتم زمان به کندی پیش می رفت. دوست داشتم زمان بگذرد و زودتر به کلاس بالاتر بروم. مادرم می گفت: یه چشم به هم بزنی، می روی کلاس بالاتر...

یادم هست وقتی که دوره دبیرستان را می گذراندم، منتظر دانشگاه بودم.. مادرم می گفت: یه چشم به هم بزنی...

وقتی که روزهای اول دوران سربازی، آفتاب در پادگان با رخوت و سستی غروب می کرد و دلتنگی هایم را بیشتر، هم گروهانیم می گفت: یه چشم به هم بزنی سربازی تمام می شود...

وقتی روزهای اول ترم اول دانشگاه به روزهای آخر و دانش آموختگی فکر می کردم، همکلاسی ام عباس می گفت: رفیق! یه چشم به هم بزنی...

دوره کارشناسی ارشد هم یک چشم بر هم زدیم و به پایان رسید..

اکنون به این تجربه ارزشمند دست یافته ام که با چشم بر هم زدنی زمان می گذرد... آنچه می ماند دوستی است و رفاقت... همه چیز خاطره می شود. همه دلتنگی ها، ناراحتی ها، خوبی ها و خوشی ها... آنچه باقی می ماند خاطره است. باید سعی کنیم در خاطراتمان کاغذهای رنگی و شاد بیشتری داشته باشیم تا وقتی به گذشته می نگریم شادابیمان بیشتر شود.

با احترام

معرفت


 
تا بهار!
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: بهار ، امتحان

با سلام

سردی هوا این روزها غوغا می کند... آب شدن آرام آرام برف ها در دامنه کوه ها خبر از آمدن بهار دارد... گرچه به قول اخوان ثالث: "هوا را تیره می دارد ولی هرگز نمی بارد...".

از پشت دیوار سنگین آمفی تئاتر که کمی گرمتر از فضای بیرون است به دوردست خیره می شوم... هاهی می کشم ... هاه..... بخار دهانم گرمایی به دستانم می بخشد...با خود می گویم ای کاش برفها زودتر آب شوند و بهار بیاید... در همین فکرم که دلم ناگهان برای آنهایی که خوابند می سوزد... درختان، خرس ها، مارها و تمام جاندارانی که زمستان خواب هستند گناه دارند، زودتر از همیشه از خواب زمستانی بیدار شوند... از طرف دیگر دلمان برای سبزی طبیعت تنگ شده است... باید صبر کرد و امیدوار بود... تا بهار راهی نمانده است.... بهار در راه است و من عاشق بهارم با آن باران هایش....

شنبه / هفدهم آذرماه یکهزار و سیصد و نود، ساعت دو و نیم، جلسه امتحان اداره کتابخانه، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان.

با احترام

معرفت


 
کاریکلماتور!
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: کاریکلماتور

با سلام

امروز هنگامی که به نوشته های پیشین نگاه می کردم برخی کاریکلماتور های جالب را مرور می کردم. کاریکلماتورها در واقع نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) هستند که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند. زمانی که سالهای دوران ابتدایی را می گذرانم در  مجله گل آقا و یا روزنامه های متعدد تعداد قابل توجهی از این کاریکلماتور ها را می خواندم و اغلب از آنهایی که بیشتر لذت می بردم یادداشتی بر می داشتم. این کاریکلماتور ها اغلب محصول اندیشه آقای پرویز شاپور بود. برخی از آنها عبارتند از:

  • وقتی ابرها می گریند نباتات می خندند.
  • گل قالی در دست دخترک قالیباف می روید.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.
  • دلم به حال ماهی‌ها می‌سوزد چون هیچ کس اشکشان را نمی‌فهمد.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • غم، کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی
  • گاهی آهی شعله ای است.

و به قول آقای مهران مدیری: و دیگر هیچ!

گاهی خواندن عبارت ها و جمله های کاریکلماتوری می تواند موجب انبساط خاطر شود.

با احترام

معرفت

 


 
← صفحه بعد