معرفت بلاگ

یادداشت ها و دلمشغولیها و مسائل مرتبط با موضوعات حرفه ای

یک چشم بر هم زدن!
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: خاطرات

با سلام

یادم هست وقتی تکلیف های درسی کلاس اول ابتدایی را در همان ماه های اول که به مدرسه رفته بودیم را داشتم می نوشتم زمان به کندی پیش می رفت. دوست داشتم زمان بگذرد و زودتر به کلاس بالاتر بروم. مادرم می گفت: یه چشم به هم بزنی، می روی کلاس بالاتر...

یادم هست وقتی که دوره دبیرستان را می گذراندم، منتظر دانشگاه بودم.. مادرم می گفت: یه چشم به هم بزنی...

وقتی که روزهای اول دوران سربازی، آفتاب در پادگان با رخوت و سستی غروب می کرد و دلتنگی هایم را بیشتر، هم گروهانیم می گفت: یه چشم به هم بزنی سربازی تمام می شود...

وقتی روزهای اول ترم اول دانشگاه به روزهای آخر و دانش آموختگی فکر می کردم، همکلاسی ام عباس می گفت: رفیق! یه چشم به هم بزنی...

دوره کارشناسی ارشد هم یک چشم بر هم زدیم و به پایان رسید..

اکنون به این تجربه ارزشمند دست یافته ام که با چشم بر هم زدنی زمان می گذرد... آنچه می ماند دوستی است و رفاقت... همه چیز خاطره می شود. همه دلتنگی ها، ناراحتی ها، خوبی ها و خوشی ها... آنچه باقی می ماند خاطره است. باید سعی کنیم در خاطراتمان کاغذهای رنگی و شاد بیشتری داشته باشیم تا وقتی به گذشته می نگریم شادابیمان بیشتر شود.

با احترام

معرفت


 
تا بهار!
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: بهار ، امتحان

با سلام

سردی هوا این روزها غوغا می کند... آب شدن آرام آرام برف ها در دامنه کوه ها خبر از آمدن بهار دارد... گرچه به قول اخوان ثالث: "هوا را تیره می دارد ولی هرگز نمی بارد...".

از پشت دیوار سنگین آمفی تئاتر که کمی گرمتر از فضای بیرون است به دوردست خیره می شوم... هاهی می کشم ... هاه..... بخار دهانم گرمایی به دستانم می بخشد...با خود می گویم ای کاش برفها زودتر آب شوند و بهار بیاید... در همین فکرم که دلم ناگهان برای آنهایی که خوابند می سوزد... درختان، خرس ها، مارها و تمام جاندارانی که زمستان خواب هستند گناه دارند، زودتر از همیشه از خواب زمستانی بیدار شوند... از طرف دیگر دلمان برای سبزی طبیعت تنگ شده است... باید صبر کرد و امیدوار بود... تا بهار راهی نمانده است.... بهار در راه است و من عاشق بهارم با آن باران هایش....

شنبه / هفدهم آذرماه یکهزار و سیصد و نود، ساعت دو و نیم، جلسه امتحان اداره کتابخانه، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان.

با احترام

معرفت


 
کاریکلماتور!
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: کاریکلماتور

با سلام

امروز هنگامی که به نوشته های پیشین نگاه می کردم برخی کاریکلماتور های جالب را مرور می کردم. کاریکلماتورها در واقع نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) هستند که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند. زمانی که سالهای دوران ابتدایی را می گذرانم در  مجله گل آقا و یا روزنامه های متعدد تعداد قابل توجهی از این کاریکلماتور ها را می خواندم و اغلب از آنهایی که بیشتر لذت می بردم یادداشتی بر می داشتم. این کاریکلماتور ها اغلب محصول اندیشه آقای پرویز شاپور بود. برخی از آنها عبارتند از:

  • وقتی ابرها می گریند نباتات می خندند.
  • گل قالی در دست دخترک قالیباف می روید.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.
  • دلم به حال ماهی‌ها می‌سوزد چون هیچ کس اشکشان را نمی‌فهمد.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • غم، کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی
  • گاهی آهی شعله ای است.

و به قول آقای مهران مدیری: و دیگر هیچ!

گاهی خواندن عبارت ها و جمله های کاریکلماتوری می تواند موجب انبساط خاطر شود.

با احترام

معرفت

 


 
دیدار با دکتر مهری پریرخ و به بهانه همایش ملی تولید علم!
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: همایش پژوهش و تولید علم در حوزه پزشکی ، بابل ، دکتر مهری پریرخ ، گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان

با سلام

سومین همایش ملی پژوهش و تولید علم در حوزه پزشکی در اول دیماه 1390 در شهر بابل برگزار شد. فرصت حضور در این همایش برایم فراهم شد. گرمای حضور اساتید بزرگواری همچون دکتر مهری پریرخ و جناب اقای دکتر نوروزی و سایر همکاران، سرمای موجود در آغازین دقایق برگزاری همایش را تحت پوشش قرار داد. استاد پریرخ را مثل همیشه شاداب، پر انرژی و خستگی ناپذیر دیدم. به عنوان سخنران مدعو به موضوع کتابخانه های دانشگاه و علم سنجی پرداختند. دکتر پریرخ، مانند همیشه،ایده برانگیز و سرشار از انرژی مثبت بودند. از سخنرانی ایشان بسیار لذت بردم. قبل از این همایش، اخرین باری که ایشان را ملاقات کرده بودم همایش ملی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در حوزه مدیریت اطلاعات سلامت بود.

درحین سخنرانی ایشان نکاتی به ذهنم رسید. به نظر می رسد باید تلاش کنم ایده های برگرفته از سخنرانی ایشان را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهم.

 پس ازسخنرانی خانم دکتر پریرخ، آقای دکتر نوروزی به سخنرانی پرداختند. دکتر پریرخ با معرفی دکتر نوروزی چاکلی به عنوان پژوهشگر برتر جوان در حوزه علوم انسانی در سال 90 پرداختند. ایشان هم بعد از اظهار لطف و ارادت به خانم دکتر پریرخ، از شیطنت های دانشجویی در کلاسهای درس خانم دکتر در دوران دانشجویی سخن گفتند. موضوعی که بنده را هم یاد آنروزها و کلاسهای درس شیرین و ایده پرداز سرکار خانم دکتر پریرخ انداخت. اکنون که سالها از آن کلاسهای جذاب می گذرد، اعتراف می کنم که گاهی اندک شیطنت های دانشجویی بنده و سایر همکلاسی هایم همواره با صبوری وصف ناپذیری از سوی خانم دکتر پریرخ مواجهه می شد و ایشان با سعه صدر و صبوری غیرقابل وصفی با دانشجویان خود برخورد می کردند. گاهی برخی اساتید در کنار دروس تخصصی درسهای مهم و با ارزشی به انسان می آموزند که همچون سواد اطلاعاتی، مادام العمر است. صبوری، درسی از درسهایی است که بنده از دکتر پریرخ آموختم. امیدوارم همواره شاداب باشند.

پس از استراحت کوتاه در میانه همایش، در بخشی که پوسترهای پذیرفته شده در همایش نصب شده بود، فرصتی دست داد تا با استاد پریرخ هم صحبت شوم. به عنوان یک شاگرد به پاس تمام آنچه از ایشان آموخته ام، از ایشان تشکر و قدردانی نمودم. فرصتی پیش آمد تا در خصوص گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان و برخی موضوعات مطرح در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی در سطح کشور با هم صحبت کنیم. پیشنهادهای خوبی از سوی ایشان مطرح شد. مثل همیشه.

در ادامه به سالن برگزاری همایش بازگشتم. برخی از مقالات ارائه شده در همایش از کیفیت بالایی برخوردار بوند. وقتی با دکتر افشین موسوی چلک هم صحبت شدم به ایشان و همکارانشان در استان مازندران بویژه شهر بابل تبریک گفتم. همایش بابل به نظرم می رسد همایشی ملی در حد و اندازه های همایش بین المللی کول نت می باشد. گرچه کول نت بین المللی است اما به نظر می رسد همایش بابل می تواند در سطح ملی با همایش کول نت برابری نماید. البته به نظر می رسد باید در برخی حوزه ها تقویت شود.

با اتمام سخنرانی ها به سمت سمنان حرکت کردم. در طی مسیر بازگشت از زیباییهای طبیعت لذت بردم. سفیدی برف، سبزی درختان را پوشانده بود. برخی شاخه ها سرشان را از زیر برف بیرون آورده و تمنای دیدگان عابران را داشتند. راستی که جهان چه زیباست...

با احترم

معرفت


 
استاد کتابداری و اطلاع رسانی به عنوان پژوهشگر برتر کشور در دوازدهمین جشنوارة پژو
ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

جناب آقای دکتر «عبدالرضا نوروزی چاکلی»، عضو محترم گروه علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی و علم‌سنجیِ دانشگاه شاهد، بر اساس رأی کمیتة داوران علمیِ دوازدهمین جشنوارة پژوهشگران و فناوران برتر کشور که توسط وزارت علوم ارائه شده است، در زیرگروه «علوم انسانی و اجتماعی» به عنوان پژوهشگر برتر کشور شناخته شده‌اند.

انتخاب ایشان را به عنوان پژوهشگر برتر علوم انسانی و اجتماعی ضمن تبریک به ایشان به جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ایران تبریک می گویم. امیدوارم شاهد پیشرفت ها و افتخارات بیشتر از کتابداران و اطلاع رسانان ایران عزیز باشیم.

با احترام

معرفت


 
افتخارات کسب شده توسط دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام و احترام

آخرین اخبار از برگزاری جشنواره حرکت حاکی از آنست که تعداد قابل توجهی از دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان در این جشنواره موفق به کسب عناوین برتر و تحسین برانگیز شده اند. برخی از این عناوین عبارتند از:

1.  اهدا تندیس طلایی و لوح یادبود توسط مقام عالی وزارت علوم به انجمن علمی دانشجویی کتابداری دانشگاه سمنان به عنوان انجمن قابل تقدیر در زمینه پژوهش در علوم انسانی

2. اهدا لوح یادبود از طرف معاونت علمی و پژوهشی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به انجمن علمی دانشجویی کتابداری دانشگاه سمنان

3. اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به آقای وحید قره بقلو دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


4. اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم کبری امیر حسینی دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


5.  اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم عاطفه کلاوه دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


6. اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم سحر فیضی دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


7.  اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم سپیده برجی دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


8. اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم سهیلا گنج خانلو دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


9.  اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم معصومه زودرنج دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


10. اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم لیلا کریمی دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


11.  اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم محبوبه محسنا تبار دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش

12.  اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم مهری اسمائیل خان طلایی دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش


13.  اهدا لوح یادبود از طرف معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به خانم رقیه علیزاده دانشجوی دانشگاه سمنان به عنوان برگزیده در پژوهش

ضمن تبریک مجدد به این عزیزان از تلاش اساتید گروه کتابداری و اطلاع رسانی بویژه سرکار خانم صابری و استاد کشاورز به دلیل حمایت های معنوی از دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان سپاسگزارم.

با احترام

رحمان معرفت

مدیر گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان


 
اشک ها و لبخندها: مراسم دانش آموختگی دانشجویان کتابداری ورودی 87 دانشگاه سمنان
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گروه کتابداری سمنان ، دانشجویان کتابداری ورودی 87 سمنان ، دانشجویان کتابداری سمنان

با سلام و احترام

روز چهارشنبه، دوم آذر 1390، دانشجویان ورودی 87 کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان با اشک ها و لبخندهای خود مراسم دانش آموختگی خود را جشن گرفتند. گرچه مراسم زودهنگام بود اما به قول خودشان "چقدر زود دیر" می شود و به قول اخوان ثالث " هی فلانی، زندگی شاید همین باشد...". خانوده هایشان نیز آمدند و در لذت و شادابی عزیزانشان در دانش آموختگی و بالندگی شریک شدند. دوران دانشجویی دوران دوستیهای پایدار و ماندگار است و در عین حال دوران دوندگی های مداوم، سرویس های دانشجویی، خوابگاه های دوست داشتنی، دورهم چایی خوردن ها، صحبت کردن و صحبت کردن تا صبح ها، نگرانی های زودگذر، خنده ها، اشک ها و لبخندها، بیدارماندن های تاصبح، چالشها، "غیبت ها"، بایدها ونبایدها و ... است.

در دوران دانشجویی، گاهی تحت تاثیر حوادث روزگار ممکن است اندکی دلمان از هم بگیرد و ناراحت شویم اما دلمان باید خیلی بزرگ باشد. قرار است که ما دانشجویان امروز، همکاران حرفه ای آینده شویم و وقتی قرار است چند سال دیگر به گذشته برگردیم یاد ایام نماییم و از خوشی های آن روزگار برای هم و برای فرزندانمان، شوهر یا همسر خود تعریف کنیم، پس چه خوب است که قدر امروز را بدانیم،بخشنده باشیم و دلمان را به روی خوبی ها و محبت باز کنیم.

دیروز وقتی که در پایان مراسم، دانشجویان عزیز با خانواده هایشان عکس می گرفتند، مرا یاد جشن دانش آموختگی دوران کارشناسی خودمان انداخت و حال و هوای آن دوره را برایم زنده کرد. اشک ها و لبخندهای دیروز (1378 در دانشگاه فردوسی مشهد) را امروز (1390) در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان دیدم و شادابی ام و امیدم به تلاش بیشتر برای خدمت و پرورش دانشجویان توانمندی که بتوانند سهمی شایسته در ساختن و بالندگی ایران عزیز داشته باشند، افزایش یافت. به قول خودم، "زندگی سیب امید است که در آب روان می رقصد...".

از همکاران عزیز در گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان، فرزانه ارجمند، جناب آقای حمید کشاورز، فرهیخته گرامی، سرکارخانم مریم صابری، و نیز از اساتیدی که در طی این چند سال گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان را مرهون لطف خویش قرار داده و با نهایت صداقت در پرورش دانشجویان توانمند به یاری گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان شتافتند، بسیار متشکرم. تلاشهای سرکارخانم پاکدامن نائینی و اقای دکتر اصنافی و استاد گرانقدر آقای دکتر قاضی زاده را به یاد دارم و از اینکه مدتی در خدمتشان بودیم بسیار احساس شعف می کنم. خوشحالم که توانستیم در این مدت کوتاه از توانمندی اساتیدی بهره مند شویم که بسیار جوان، فکور، با دانش، با انگیزه و مهربان بودند. مرهون لطف همه آنها بوده و خواهم بود.

دیروز مراسم جشن دانش آموختگی دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی ورودی 87 به عنوان اولین گروه دانشجویان ورودی کتابداری دانشگاه سمنان، به نحو احسن برگزار شد که این زیباییها نیز به نظر می رسد از توانمندی بالای دانشجویان کتابداری نشأت می گیرد. گرچه به پایان آمداین دفتر، حکایت همچنان باقیست. در سه روز گذشته، سلامتی ام اندکی دستخوش تغییر شد و بیماری خفیفی که شامل سردرد مزمن بود گریبانم را گرفت. تب و بیقراری عجیبی داشتم. تلاش کردم در این جشن شرکت کنم در عین حال از کاستی های احتمالی نیز عذرخواهی می کنم. برای دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان بویژه دانش آموختگان ورودی 87 نیز آرزوی موفقیت و شادابی و شادکامی دارم.

با احترام مجدد

رحمان معرفت

 

 


 
موفقیتی از اساتید گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان!
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام و احترام

مقاله آقای کشاورز، عضو هیات علمی گروه کتابداری دانشگاه سمنان در میان برترین مقاله های نخستین همایش ملی مبانی نظری و فلسفه کتابداری و اطلاع رسانی در کتابخانه ملی بود. این موفقیت را به ایشان، خانواده محترمشان و همکاران گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان تبریک می گویم. امیدوارم همواره شاداب باشند.

با احترام

معرفت


 
جا برای همه هست و تلاش از بهر همه!
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: موفقیت های کتابداران

با سلام

امروز خبر موفقیت یک کتابدار ایرانی در اخذ جایزه گوگل را در لیزنا خواندم. نگاهی به موفقیت های چندساله اخیر کتابداران و کارشناسان اطلاع رسانی، نشان از روند رو به رشد چهره ملی و بین المللی کتابداری و اطلاع رسانی ایران عزیز دارد. برای شناخت بیشتر جامعه، باید تلاش کرد. تلاش در همه جا و همه مکان ها. به نظر می رسد هرچقدر بر روی موفقیت های کتابداران ایرانی در عرصه ملی و بین المللی تبلیغ کنیم بر استحکام موقعیت اجتماعی آن بیش از پیش افزوده ایم. اطلاع رسانی و تبلیغ موفقیت ها، امری است که به نظر می رسد وظیفه دانشجویان کتابداری،اعضای هیات علمی و تمام کتابداران است.مادامی که اطلاع رسانی مناسبی در خصوص محتوا و عمق رشته کتابداری و اطلاع رسانی نداشته باشیم، انتظار پذیرش و همگامی جامعه با کتابداران به سادگی امکانپذیر نخواهد بود. اشاعه اخبار موفقیت های کتابداران ایرانی می تواند زمینه مناسبی برای اطلاع رسانی و تبلیغ بیشتر در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی فراهم آورد. موفقیت خانم مریم ذاکر حمیدی را به ایشان و جامعه کتابداران ایرانی تبریک می گویم.

با احترام

معرفت


 
وقتی دل سودایی می رفت به بستانها...
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

وقتی دل سودایی می رفت به بستانها، بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها

با تماشای سریال تلویزیونی "وضعیت سفید" انسان یاد دوران نه چندان قدیم می افتد. زمانی که ساعتهای مدید خاموشی و قطع برق را با نوازشهای مادرانه و خاطرات شیرین پدر و شیطنت های کودکانه برادران و خواهران کوچکمان بسر می بردیم. روزهای تکرار نشدنی با خاطرات تکرار نشدنی! گاهی نگاهی به گذشته می تواند شیرینی آن خاطرات را دوباره به یادمان آورد. چند روز پیش که ظاهرا به دلایل شرایط جوی برق منزلمان به مدت کمتر از یکساعت قطع شد، شمعکی روشن کردم و در روشنایی محدود آن یاد ایام کردیم. یادش بخیر...

با احترام

معرفت


 
سمنان شهر کتاب یا شهر بانکی!
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: شهر سمنان ، کتابفروشی در سمنان

با سلام

روزنامه پیام استان سمنان شنبه بیست و یکم آبان در صفحه هشت مطلبی با عنوان "کمبود شدید کتابفروشی" منتشر کرده است که به نظر می رسد نگاهی به آن خالی از لطف نباشد. نویسنده تلاش کرده است با توصیف مشکلات دانشجویان و کتابخوانها به موضوع کمبود شدید کتابفروشی در سمنان اشاره ای نماید. این موضوعی بود که چندی پیش در یکی از کلاسهای درسی به آن پرداخته بودیم و به نظر می رسد نکته ای است که بسیار حائز اهمیت است. با نگاهی به پیرامون خود در شهر سمنان انواع موسسه های مالی و اعتباری و بانک ها متنوع را شاهدیم اما متاسفانه تعداد کتابفروشی های موجود در شهر بسیار اندک است. از سوی دیگر جالب است که سمنان به عنوان شهر دانشگاهی پذیرای خیل عظیم دانشجویان است. در حالی که موضوع کمبود کتابفروشان به عنوان یک چالش برای کتابخوانان این شهر مطرح است که به نظر می رسد مسئولین فرهنگی با اندیشیدن تمهیداتی باید به این موضوع توجه بیشتری نمایند. گرچه همه ساله نمایشگاه های کتاب در این شهر سرشار از دانشجو برگزار می گردد اما به نظر میرسد این نمایشگاه ها عطش دانشجویان و کتابخوانان را برای خواندن کتاب های مناسب سیراب نکند.

با احترام

معرفت


 
خوشا سرودنها و آفتابی ها!
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

شعر "ریشه در خاک" از فریدون مشیری، از آن شعرهای جالبی است که گاهی می شود آنرا با خود زمزمه کرد:

... من اینجا ریشه در خاکم 
من اینجا عاشق این خاک، اگر آلوده یا پاکم 
من اینجا تا نفس باقیست می مانم 
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم...

یادم می آید که  گاهی با دوستی، که دستی در شعر داشت، داستان این شعر را زمزمه می کردیم. به قول استاد شفیعی کدکنی، "خوشا سرودنها و آفتابی ها" در سرود ستاره:

ستاره می گوید
 دلم نمی خواهد غریبه ای باشم
میان آبی ها
ستاره می گوید
دلم نمی خواهد صدا کنم اما هجای آوازم
به شب
درآمیزد کنار تنهایی
 و بی خطابی ها
ستاره می گوید
تنم درین آبی
دگر نمی گنجد، کجاست آلاله
که لحظه ای امشب ردای سرخش را به عاریت گیرم
رها کنم خود را
 ازین سحابی ها،
 ستاره می گوید
دلم ازین بالا گرفته می خواهم بیایم آن پایین
 کزین کبودینه، ملول و
دلگیرم خوشا سرودن ها و آفتابی ها!


با احترام

معرفت



 
فرصت مطالعاتی!
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام و احترام

چندی است که آقای دکتر بیگدلی برای فرصت مطالعاتی در انگلستان بسر می برند. ایشان به مدت یکسال در این فرصت مطالعاتی خواهند بود. برای ایشان و خانواده شان آرزوی توفیق دارم و امیدوارم که بتوانند از این فرصت حداکثر استفاده را ببرند و موفق باشند.

با احترام

معرفت


 
رشته کتابداری و اطلاع رسانی: تاملی بر عنوان رشته!
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام و احترام

گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان تلاش نموده است تا نشستی صمیمی با حضور دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی و دو نفر از دانشجویان دکترای این رشته در ایران و هند برگزار نماید. عنوان این نشست، کتابداری واطلاع رسانی در گذر زمان و موضوع آن بررسی چالشها وچشم اندازهای مرتبط با عنوان رشته است.  این نشست در مورخه دوشنبه 11/7/90 از ساعت 10 الی 12 در آمفی تئاتر دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه سمنان برگزار می گردد . سخنرانان این برنامه آقای حسن مقدس زاده از دانشجویان دکتری دانشگاه میسور هندوستان وآقای مومنی یمنی فیروز می باشند. این برنامه به همت گروه کتابداری وانجمن علمی دانشجوئی دانشگاه سمنان برای دانشجویان کتابداری واطلاع رسانی وکارکنان محترم کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی تدارک دیده شد

با احترام

معرفت


 
کول نت از راه دور!
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: کول نت 2011

با سلام

گرچه مجموعه تلاش های بنده و  همکاران برای ارسال مقاله به کول نت نهایتا بی نتیجه ماند، با زحمتی که خانم پاکدامن کشیدند به صورت الکترونیکی و از راه دور موفق به حضور مجازی در همایش شدیم و از برخی از سخنرانی ها بهره مند شدیم. مقاله آقای دکتر نقشینه، مقاله اقای فرشید دانش و آقای زوارقی همچنین مقالات خانم ها پاکدامن نائینی و خانم جولایی را به صورت مستقیم و از راه دور مشاهده کردیم. لذت بردیم. برخی از مقالات شرکت کنندگان خارجی بویژه هندی ها را هم دیدم. به نظرم می رسد مقالات دانشجویان و شرکت کنندگان ایرانی در همایش از سطح و کیفیت خوب و بالایی برخوردار است. تصویر زیر، ارائه مقاله توسط اقای فرشید دانش، دانشجوی دکترای کتابداری دانشگاه فردوسی مشهد، می باشد.

 

از خانم پاکدامن و آقای دکتر اصنافی به خاطر تلاش برای سهیم کردن بنده در مشاهده آنلاین همایش متشکرم.

با احترام

معرفت


 
ای دبستانی ترین احساس من!
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

پیرو یادداشت قبلی، این شعر را که بسیار زیباست، تقدیم شما می کنم.

 

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیف مان چفتی به رنگ زرد داشت
دوش مان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستان مان از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مردِ مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درسِ آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد؛ این مشق ها را خط 


 
بوی ماه مهر!
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: بوی ماه مهر

با سلام

کم کم بوی ماه مهر می آید. ماه مهر برای دانش آموزان و دانشجویان آغازگر تحرک و پویایی است. دیروز که در شهر قدم می زدم شاهد شور و شوق وصف ناپذیر بچه های مدرسه بودم. هر کدام به بهانه خرید کتاب، دفتر، کیف و کفش، دست در دستان پدران و مادران از این مغازه به آن مغازه سرک می کشیدند. بوی ماه مهر استشمام می شود. یاد دوران کودکی و خاطرات آنروز ها می افتم. یاد روزهایی که هر کداممان به نحوی آنرا تجربه کرده ایم. انتظار اول مهر و دیدار هم کلاسی ها، بازی نجات و بازی های کودکانه در حیاط مدرسه. شعرهای تکراری اما جالب و خاطره انگیز تلویزیون و برنامه جذاب "باز هم مدرسه ام دیر شد" با هنرمندی اکبر عبدی و هزاران پیام دیگر. یاد آقا معلم، مدیر و ناظم مدرسه مان بخیر. مدرسه ایمان و بابای مدرسه ای که آنقدر بلند قد بود که از چند صد متری هم می توانستی او را بشناسی. یاد دیروز بخیر. یاد آنروزها بخیر. هنوز هم برخی اوقات دوست دارم کودکی بودم و در مدرسه، آزاد و فارغ بال از دنیای بزرگسالی، تصمیم کبری می خواندم، کوکب خانم و دهقان فداکار را مشق می نوشتم و زنگ های تفریح در حیاط مدرسه نجات بازی می کردم. یاد آقای آهنی، معلم ورزش دبیرستانمان هم بخیر، سعید هلیلی، جلال عسگری و  اقای بختیاری و .... یاد آنروزها بخیر. چقدر شاد بودیم و از دغدغه های بزرگسالی به دور. روزهای تکرار نشدنی بازنگشتنی. گاهی معلم کلاس اولمان را می بینم، آقای نوذری، معلمی که درس زندگی و الفبای عشق را در کلاسهایش اموختم. صحبت های خانم باطبی، معلم کلاس دوم و خانم بختیاری، معلم کلاس سوم، هنوز هم در لوح قلبم مضبوط است. یادشان گرامی. آقای کریمی، ناظم مدرسه مان(نمی دانم الان کجا هستند، هرجا که باشند آرزوی سلامتی و شادکامی برایشان دارم)، بود و دوست داشتنی. برای چند لحظه تمام خاطرات مدرسه و دبیرستان مانند پرده سینما از جلوی چشمانم عبور کرد. راستی چه روزهای شیرین و دوست داشتنی بودند. یادش بخیر.

با احترام

معرفت


 
باز باران!
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

دو روز است که هوای سمنان بارانی است. باران که در لطافت طبعش خلاف نیست. گاهی در زیر باران قدم می زنم و از این برکت بی انتها لذت می برم و گاهی در کنار پنجره  مهربانی خداوند را به تماشا می نشینم. تابستان گرم امسال با خنکی این روزها و باران زیبایش به فراموشی سپرده شد.

با احترام


 
سفرهای تابستانی!
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: کتاب جیبی ، سفرهای تابستانی

با سلام و احترام

با شروع تابستان بسیاری از سفرهای ما  که جنبه تفریحی دارد  آغاز می شود و برای تمدد اعصاب و استراحت سالانه به بهره بردن از فضاهای لذت بخش می پردازیم. گرچه نفس این کار بسیار ارزشمند است اما می توان با کمی تغییر در برنامه های روزانه مان از سفرهای تابستان بهره بیشتری ببریم. سفرهای تابستانی در افزایش دانش افراد و کسب تجربه های جدید نقش مهمی ایفا می کند. به عنوان مثال می توان در حین سفر از کتابهای جیبی بهره گرفت. کتابهایی که در همه جا و در هر موقعیتی می توان از آنها استفاده کرد. بازدید از مراکز علمی و فنی هم می تواند در برنامه سفرهایمان قرار گیرد. برخی از شهرها علاوه بر مناظر زیبا دارای منابع ارزشمند نیز هستند. موزه ها، کتابخانه ها، مراکز علمی، پارک های فناوری و ... عمدتا در فصل تابستان پذیرای افراد و خانواده های آنها هستند.

از کنار این مراکز به سادگی عبور نکنیم. 

با احترام

معرفت


 
مرکز رشد واحد های فناور دانشکده روان شناسی!
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: مرکز رشد دانشکده روان شناسی سمنان ، مرکز رشد ، کتابداری و اطلاع رسانی و ایده پردازی

با سلام و احترام

روز سه شنبه، دانشکده روان شناسی میزبان فرماندار شهرستان، جناب آقای فاضلی، ریس محترم پارک علم و فناوری دانشگاه سمنان، جناب آقای دکتر سعدالدین، و اعضای محترم شورای شهر و بسیاری علاقمندان دیگر بود تا شاهد افتتاح مرکز رشد واحدهای فناور در این دانشکده باشیم.

تبدیل ایده به ثروت از مهمترین ارکان شکل گیری مراکز اینچنینی می باشد. دانشجویانی که دارای ایده های قابل تبدیل به محصول و ثروت هستند می توانند برای شروع به این مراکز مراجعه کنند و با استفاده از امکانات این مرکز زمینه های رشد خود را فراهم کنند. 

در واقع مراکز رشد برگرفته از همان ایده انکباتورها هستند. ایده پردازی امری بسیار مهم است. بنده نیز با توجه به اهمیت ایده پردازی همواره تلاش کرده ام تا ایده پردازی را دانشجویان تقویت نمایم. برخی از سوالهای پایان ترم طرح شده از سوی بنده صرفا در جهت پرورش ایده پردازی دانشجویانم بوده است. برخی از دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی ایده های مناسبی مطرح می کنند که ارزش طرح و پیگیری در مراکز رشد را دارد. 

خوشبختانه دانشکده روان شناسی میزبان مرکز رشد می باشد و دانشجویان ایده دار می توانند با مراجعه به این مرکز نسبت به رشد ایده های خود اقدام نمایند و زمینه های لازم برای تبدیل ایده شان به ثروت را فراهم نمایند.

با احترام

معرفت


 
تعطیلات تابستان!
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: تابستان 90 ، زندگی نامه نویسی ، محسن قرائتی

با سلام و احترام

با تعطیل شدن دانشگاه، فرصت مناسبی برای انجام کارهای نیمه تمام پیش می آید. به نظر می رسد زمان بیشتری برای مطالعه فراهم می شود. امروز یک زندگی نامه، که به صورت خاطره نوشته شده است به دستم رسید. این زندگی نامه مربوط به جناب آقای محسن قرائتی (استاد اخلاق و مفسر قرآن مجید) است. که از اینجا می توانید آنرا دانلود کنید. در چند جمله کوتاه ضمن نقل گوشه ای از زندگی در قالب خاطره ای جالب، خواننده را با نکات اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی آشنا می کند. واقعا زیباست و خواندنش ارزش دارد.

با احترام 

معرفت


 
ای وای مادرم!
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ای وای مادرم ، شهریار

با سلام و احترام

امروز برای دخترم ستایش شعر "ای وای مادرم" اثر استاد شهریار را می خواندم. من غرق در اشعار بودم و ستایش غرق در افکارش. متوجه شدم که خیلی آرام و دقیق به اشعار گوش می کند.

وقتی شعر را می خوانی به نظرت می رسد که شاعر در عین از خود بی خودی اشعار را سروده است. پس از اتمام شعر، نگاه غم انگیز و بغض آلود ستایش مرا متوجه خودش کرد. دخترکم باوجود سن کمش در آستانه گریه کردن بود و من متوجه تاثیری که او از شعر استاد شهریار گرفته بود نشده بودم. نوازشش کردم و بوسیدمش. گفتمش: مادران همیشه هستند. هیچ گاه مادران فرزندان خود را تنها نمی گذارند. کم کم آرام شد. پیش خودم گفتم این واقعا یک حقیقت است مادر هیچگاه فرزندش را تنها نمی گذارد. اینها بهانه ای شد تا شعر ماندگار استاد شهریار را دوباره مرور کنم. شرح حال شاعر در از دست دادن مادر، واقعا به زیبایی هر چه تمامتر  به تصویر درآمده است. گرچه از شهریار ملک سخن، سراینده منظومه یگانه "حیدربابایه سلام"، همین انتظار هم می رفت. این هم شعر او:

 ای وای مادرم
آهسته باز از بغل پله ها گذشت

در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود

امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه

او مرده است و باز پرستار حال ماست

در زندگیّ ما همه جا وول می خورد

هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست

در ختم خویش هم به سر کار خویش بود

بیچاره مادرم

هر روز می گذشت از این زیر پله ها

آهسته تا بهم نزند خواب ما

امروز هم گذشت

در باز و بسته شد

با پشت خم از این بغل کوچه می رود

چادر نماز فلفلی انداخته به سر

کفش چروک خورده و جوراب وصله دار

او فکر بچه هاست

هر جا شده هویج هم امروز می خرد

بیچاره پیرزن همه برف است کوچه ها


کفگیر بی صدا

دارد برای ناخوش خود آش می پزد

او مُرد ودر کنار پدر زیر خاک رفت

اقوامش آمدند پی سر سلامتی

یک ختم هم گرفته شد و پُر بَدَک نبود

بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند

لطف شما زیاد

اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت:

این حرف ها برای تو مادر نمی شود.

پس این که بود؟

دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید

لیوان آب از بغل من زد کنار،

در نصفه های شب.

یک خواب سهمناک و پریدم بحال تب

نزدیکهای صبح

او باز زیر پای من نشسته بود

آهسته با خدا،

راز و نیاز داشت

نه، او نمرده است.


او پنج سال کرد پرستاری مریض

در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد

اما پسرچه کرد برای تو؟ هیچ، هیچ

تنها مریضخانه، به امّید دیگران

یک روز هم خبر: که بیا او تمام کرد.

در راه قُم به هر چه گذشتم عبوس بود

پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد

صحرا همه خطوطِ کج و کوله و سیاه

طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین

دریاچه هم به حال من از دور می گریست

تنها طواف دور ضریح و یکی نماز

یک اشک هم به سوره ی یاسین من چکید

مادر به خاک رفت.

...
این هم پسر، که بدرقه اش می کند به گور

یک قطره اشک مُزد همه ی زجرهای او

اما خلاص می شود از سرنوشت من

مادر بخواب، خوش

منزل مبارکت.

آینده بود و قصه ی بی مادریّ من

نا گاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ

من می دویدم از وسط قبرها برون

او بود و سر به ناله برآورده از مغاک

خود را به ضعف از پی من باز می کشید

دیوانه و رمیده، دویدم به ایستگاه

خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع

ترسان ز پشت شیشه ی در آخرین نگاه

باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش

چشمان نیمه باز:

از من جدا مشو.

می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود

انگار جیوه در دل من آب می کنند

پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم

خاموش و خوفناک همه می گریختند

می گشت آسمان که بکوبد به مغز من

دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه

وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد

یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان

می آمد و به مغز من آهسته می خلید:

تنها شدی پسر.

باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی

دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض

پیراهن پلید مرا باز شسته بود
انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود:

بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟

تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر

می خواستم به خنده درآیم به اشتباه

اما خیال بود

ای وای مادرم


 
بهره گیری از نوسا در دانشکده روان شناسی سمنان
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

هفته گذشته شاهد نصب و راه اندازی نرم افزار نوسا در کتابخانه دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی سمنان بودیم. فرایند انتخاب و خرید و نصب این نرم افزار بسیار زمانبر بوده است. خوشبختانه پس از طرح موضوع در شورای پژوهش دانشگاه توسط بنده و سرکار خانم دکتر اسماعیلی، پیگیری های متعدد صورت گرفته منجر به خرید، نصب و راه اندازی این نرم افزار در کتابخانه های دانشگاه شد. نرم افزار شرکت نوسا با قابلیت های خود بخش زیادی از مشکلات کتابداران دانشگاه را رفع خواهد نمود. رضایتمندی برخی همکاران از بهره مندی از نوسا در همان روزهای اولیه بهره مندی از نرم افزار جالب توجه بود. امیدوارم با همکاری مناسبتر شرکت نوسا امکان بهره مندی مناسب از نرم افزار در دانشگاه سمنان فراهم شود و مشکل نرم افزار کتابخانه که سالها گریبانگیر کتابداران دانشگاه بود حل شود. گرچه  تغییر ایجاد شده در نرم  افزار نیازمند همکاری همه کتابداران نیز می باشد و با صبر و تحمل می توان از این مرحله نیز عبور کرد و از امکانات بهتر این نرم افزار در مقایسه با نرم افزار قبلی بهره برد. 

با احترام

معرفت


 
باز هم امتحان!
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

صدای جیرجیر پنکه سقفی رشته افکارش را از هم گسیخت. سرش را بالا آورد و نیم نگاهی به آخرین نفس های پنکه سقفی انداخت که چند ثانیه پیش توسط یکی از مراقبین جلسه امتحان خاموش شده بود. پنکه هم کم کم خسته شده بود. با خودش فکر کرد بلند شوم یا نه؟ نگاهی به دوستش کرد که چند صندلی آنطرف تر تند و تند مشغول سفید کردن سیاهی دل امتحان بود. یک نفس عمیق کشید. امروز،‌ فردا، پس فردا... همینطور یکریز امتحان دارد. سوالهای امتحانی در مقابل چشمانش رژه می رفتند. آنهم چه رژه ای. بعضی از سوالهای سخت، نگاه های تندی داشتند. دوباره خودکارش را به دست گرفت. نگاه های کنجکاوانه اش به اطراف و صدای قلم هایی که مدام بر سفیدی کاغذ خراب می شدند، تمرکزش را برهم زده بود. عادت داشت وقتی که می خواهد به چیزی فکر کند ته خودکارش را به دندان گیرد. گاهی که خیلی عمیق تر فکر می کرد پای راستش را به صورت هارمونیک،‌مداوم و بدون صدا به زمین می زد. ریتم حاصل از اینکار، کمی از استرسش را می کاست. کم کم همه داشتند جلسه امتحان را ترک می کردند. ناخودآگاه این ترانه از ذهنش خطور کرد "من مانده ام تنهای تنها.... من مانده ام..." نیشخندی زد.

امتحان سخت بود. نگاهی به سرتاپای ورقه اش انداخت. نیم نمره، بیست و پنج صدم، یک، یک و نیم، بیست و پنج صدم و .... نمره ها را جمع زد. خدا را شکر،‌ بازهم از مرز ده عبور کرد. لبخندی زد و درپوش خودکار آبی اش را گذاشت. بلند شد و آرام از جلسه امتحان خارج شد.

با احترام

معرفت

 


 
آزمون پایان ترم!
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

روزهای پایانی سال تحصیلی برای هر دانشجویی روز سرنوشت سازی می تواند قلمداد شود.  نتیجه یک ترم تحصیل علم، در آزمون پایان ترم سنجیده می شود. گاهی اتفاقات کوچک باعث می شود نتایج ناگواری برای انسان رقم بخورد. برخی از دانشجویان تمایل به بهره مندی از ساعات و دقایق آخر باقیمانده تا آزمون را دارند و  برخی دیگر تلاش می کنند تا از همان اول شروع ترم تحصیلی به گونه ای برنامه ریزی کنند تا شب امتحان مشکل نداشته باشند. به هر حال، به نظر می رسد رعایت چند نکته می تواند موفقیت را بیشتر نماید. بهتر است در روزهای سنجش پایان ترم (امتحان) تا حد امکان سفرهای غیرضروری درون شهریمان کمتر شود. اینکار ضمن اینکه از یک طرف باعث می شود خستگی کمتری داشته باشیم، از طرف دیگر تمرکزمان را بیشتر می نماید. حضور در خیابان و شلوغی معابر به گونه ای ناخواسته تمرکز انسان را کمتر می کند. باید بیشتر مراقب سلامتیمان باشیم. یک سرماخوردگی کوچک ممکن است باعث کم حوصلگی و کم دقتی ما در آزمون پایان ترم شود. باید تلاش کنیم در حین خواندن و مطالعه منابع و متون امتحانی،کمی هم به ذهن خود استراحت دهیم. به قصد حفظ کردن نخوانیم. بخوانیم و یاد بگیریم. از درس خواندن و همینطور از امتحان دادن لذت ببریم.

با احترام

معرفت


 
چشم ها، نه چشم، که وجدانهای برهنه!
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

با سلام

وارد که می شوی، بی اختیار چشمانت به چشمان انسانهایی که از روبرو می آیند گره می خورد و نگاهت به نگاه دیگران می افتد. یاد جلال آل احمد و جمله معروفش در "خسی در میقات" می افتی که می گفت: " چشمها، نه چشم، که وجدانهای برهنه". راستی که همه چیز در چشمها عریان است. هر اندیشه ای را می توان دید. بخشش، رحمت، شقاوت، عشق و ایمان در چشمها قابل مشاهده است. بی اختیار نگاهم به نگاه دیگران می افتد. برخی چشمان شاداب، امیدوار و نافذی دارند. برخی از چشمها، دنیای غم، دریای نیاز و اقیانوس سکوت هستند. راستی چه سکوت زیبایی اینجا جاریست. اندیشه های پراکنده ام با سکوت جاری در فضا، مشق آرامش می کنند. راستی که چه جای خوبی برای اندیشیدن است اینجا.

من غرق در سکوت. غرق در افکار.

کودکی آنطرف تر، دلبری مادرش را می کند. چه شیرین است شیرینی های کودکانه اش. چشمان غم انگیز مادری که همه عمرش را برای فرزند همیشه کودکش دعا کرده است، سرشار از اشک است. مادر است و آیینه تمام نمای عشق. و من در بی وزنی زایدالوصفی تماشاگر صحنه های زیبای زندگی ام. دست مهربان پدر، بر سر کودک دلبندش است. اینجا زمان متوقف است و مهربانی جریان دارد.

صدای بارش باران "ستایش" مرا به خود آورد. یادم آمد "وقتی ابرها می گریند، نباتات می خندند". با خود گفتم ای کاش چشمهایم را می شستم و جور دیگر می دیدم. امروز وقتی باران آمد صورتم را زیر باران گرفتم. تلاش کردم، چشمهایم را بشویم. یادم آمد که "چشم ها، نه چشم که وجدانها....

اینجا هنوز هم سکوت غوغا می کند. هنوز هم چشمان انسانها حرفهای زیادی برای گفتن دارند و من این راه را چندباره می روم تا وجدانهای برهنه را ببینم.

با احترام

 

 


 
تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی

با سلام

بحث هایی که اخیرا در خصوص تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع رسانی در گروه های بحث الکترونیک و رسانه های عمدتا الکترونیک منتشر شده است، بحث های جالبی است. بنده از دورانی که دانشجوی ترم اول کتابداری و اطلاع رسانی بوده ام تا کنون، همواره این گلایه ها در خصوص عنوان رشته را از همکاران حرفه ای،دوستان، اساتید و دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی بارها شنیده ام. بارها در همایش های مختلف، کلاسهای درس و جلسات حرفه ای شنیده ایم که عنوان رشته عنوان مناسبی نیست. افزون بر این مخاطبان رشته  و افرادی که بیرون از رشته نیز به هر نحوی با این رشته سرو کار داشته اند بر این موضوع تاکید داشته اند که عنوان رشته با محتوا و کارکردهای آن سازگاری ندارد.

معتقدم که هر حرکتی، ولو بسیار کوچک، که منجر به تغییر مثبت شود قابل ستایش است. فعالیت هایی که اخیرا در خصوص تغییر عنوان رشته کتابداری و اطلاع رسانی در سطح کشور و در میان نخبگان مطرح شده است، بسیار ارزشمند است. اما باید یادمان باشد که در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی، هر از گاهی موضوعی برجسته می شود، افرادی در آن موضوع، دیدگاه ها و انتقادات و پیشنهادات خود را مطرح می کنند،نهایتا نتایج آنها در قالب انتشار یک کتاب، چند مقاله یا برگزاری یک همایش سرانجامی مناسب نمی یابد. گاهی برخی فعالیت ها به شکل تبی زودگذر آمال بسیاری را سرد می کند. امیدواریم حرکت شروع شده، و نقدها و پیشنهاد های مطرح شده جریانی سیال باشد که تا حصول نتیجه ادامه یابد.

در صورتی که تلاش شود این پیشنهادها و انتقادها جنبه کارکردی و اجرایی به خود بگیرد، تاثیرگذارتر خواهد بود. امید و انتظار آنست که حرکت های شروع شده در این خصوص، هم از پایین و هم از بالا ، همزمان بتواند تاثیر لازم برای تغییر مناسب را ایجاد نماید. همواره معتقدم هرکس در هر رتبه، جایگاه و مقام باید در تغییر نگرش های جامعه نسبت به حوزه کتابداری و اطلاع رسانی تلاش نماید. شاید این تلاش ها بتواند جایگاه حرفه ای دانش مداران (کتابداران و اطلاع رسانان) را بهبود بخشد.

با احترام

معرفت

 

 

 


 
وقتی دل سودایی می رفت به بستانها!
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: بلبل دره ، نت موسیقی

با سلام

زیباییهای دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی سمنان گاهی اوقات بسیار تماشایی است. بویژه بعد از بارش باران. گاهی صدای آواز پرندگانی که در لابلای درختان مشغول ترانه سرایی هستند، انسان را یاد این شعر معروف می اندازد که :

وقتی دل سودایی می رفت به بستانها، بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها

گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل، با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها...

اکنون، پنج شنبه بیست و دوم اردیبهشت 90، در دانشکده روان شناسی صدای دلنواز این پرندگان را به خوبی می توان شنید و لذت برد. گاهی سکوت و آنگاه آواز دلنشین پرندگان.

در  شهمیرزاد محلی است که به نام "بلبل دره" معروف است. فضایی که آکنده از درختان و سبزه های تازه است. آدم را یاد زیباییهای شمال می اندازد. علت شهرت بلبل دره هم اینست که صدای بلبل در همه جای این دره شنیده می شود. گاهی اوقات به اتفاق برخی از همکاران یک سری به بلبل دره می زنیم. گاهی فکر می کنم  که پرندگان، ترانه های موزون خود را از روی کتاب طبعیت می سرایند. یعنی به نظر می رسد که نت موسیقی آنها در برگهای درخت نوشته شده است. برای همین است که هرگاه برگی از درختی زیرپایم می لغزد به نظرم می رسد که دفتر نت های موسیقی پرنده ای را خراب کرده ام و از اینکار اندوهگین می شوم. شاید تنوع آوازهای پرندگان به خاطر تنوع نت های نوشته شده در برگهای درختان باشد. چه کسی می داند.

با احترام

معرفت

 


 
نمایشگاه کتاب تهران 1390!
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب تهران 1390

با سلام

وقتی از قطار متروی تهران در ایستگاه شهید بهشتی یا مصلی پیاده می شوی، با سیل عظیم جمعیت مردان و زنان، کودکان و کلانسالانی مواجه می شوی که هر کدام تلاش دارند تا سریعتر به محل غرفه های نمایشگاه برسند. در نمایشگاه کتاب امسال نیز مانند سالهای گذشته کتابهای مورد نظر خود را می توانی در بخش های مختلف، مانند ناشران عمومی،‌دانشگاهی، کودک و نوجوان و ... بیابی.

اولین جایی که برای بازدید رفتیم، بخش کودک و نوجوان بود. در غرفه های کودکان انواع کتابها در اشکال مختلف را می توانی بصورت یکجا ببینی. گرمای بیش حد از غرفه ها کودکان را و بلکه بزرگترها را نیز عاصی کرده بود. چند کتاب کودک خریدیم و به سراغ ناشران عمومی رفتیم. تراکم بیش از حد مردم در این بخش حرکت را کند می کرد. اما به هر حال کتابهای مورد نظرمان را پیدا کردیم.

بخش دانشگاهی در زمان حضور ما خیلی شلوغ نبود. براحتی می توانستیم به آثار دانشگاهی سربزنیم. جالب است که امسال چشممان به جمال مبارک انتشارات دانشگاه سمنان هم منور شد. برخی آثار از جمله کتابهای منتشر شده از همکاران هیات علمی دانشکده روان شناسی مانند کتاب آقای دکتر بیگدلی، در غرفه سمنان قابل مشاهده بود. نمی دانم همه کتابها بود یا نه ولی به نظر می رسید که تعداد کتابهای مرتبط با دانشگاه سمنان کم بود. شاید هم تعداد زیادی از آنها به فروش رفته بود. 

انتشارات چاپار هم آثار قابل توجهی از کتابداران منتشر نموده بود. گرچه برخی از آثار را قبلا دیده بودم اما در نمایشگاه کتاب امسال دوباره دیدن آنها لذتی مضاعف برایم ایجاد می کرد.

به نظر می رسد فضای اختصاص یافته به نمایشگاه کم باشد. از دست اندرکاران و مسئولین برگزاری نمایشگاه هر ازگاهی در اخبار و رسانه ها پیشنهادیی می شنویم مبنی بر اینکه احتمالا فضایی خارج از تهران برای نمایشگاه کتاب در نظر گرفته شده است. امیدوارم که با برنامه باشد و مشکلات مردم برای رسیدن به کتابها به حداقل برسد.

با احترام

معرفت


 
روز معلم مبارک!
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: روز معلم

با سلام

هر سال در چنین روزی یاد و خاطره معلمان عزیزمان گرامی داشته می شود. وقتی به دوران تحصیلمان نگاه می کنیم زحمات بی دریغ معلمان و اساتیدمان برایمان متجلی می شود. تمام دوران تحصیل از دوران ابتدایی تا دبیرستان هنوز هم آهنگ دلنواز و طنین صدای معلمانمان و دبیرانمان در گوشمان هست. هنوز هم از درسهایی که از دکتر مهری پریرخ، مرحوم دکتر اسدالله آزاد، جناب آقای دکتر فتاحی، دکتر فرج پهلو، دکتر کوکبی، اندیشمند فرزانه جناب آقای دکتر بیگدلی، دکتر دیانی عزیز، استاد یغمایی، جاویدی مهربان، استاد زندگی و ادب دکتر مجذوب صفا و بسیاری اساتید دیگر آموختیم، بهره مندیم. درس زندگی، آزادگی و ادب  و انسانیت را در محضرشان آموختیم. قدر آنها را ندانستیم و  سپاس زحماتشان را شاید نتوانیم بجا آوریم. امید که شاگردان خوبی بوده باشیم.

با احترام

معرفت


 
برگی از زندگی!
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: برگی از زندگی ، زندگی نامه نویسی

با سلام

امروز در کلاس درس مرجع شناسی عمومی هنگامی که موضوع  بحث کلاس، زندگی نامه ها بود، موضوع نوشتن زندگی نامه های شخصی را با دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی مطرح کرد. به نظرم می رسد با نوشتن روزانه چند سطر از  موضوعات و مسائلی که در زندگی روزمره اتفاق می افتد، بعد از گذشت چندین سال علاوه بر اینکه توصیفی از شرایط زندگی و اتفاقات سیاسی- اجتماعی- اقتصادی دوران حاضر  را به آیندگان می توان هدیه داد، در عین حال دفترچه ای از خاطرات شیرین و بعضا ناگوار را می توان در مقابل دیدگان خود داشت. ما ایرانی ها هم که به خاطره بازی بسیار مشهوریم. خاطرات دوران دانشجویی می تواند دستمایه مناسبی برای انتشار آثار زندگی نامه ای باشد. بسیاری از افراد سعی می کنند از اتفاقات روزمره به سادگی نگذرند و موضوعات کوچک و بزرگ اتفاق افتاده در پیرامون خود را در قالب یک پاراگراف یا یک صفحه خاطره بر روی کاغد بیاورند. این نوشتن ها می تواند تمرینی برای نوشتن های آینده باشد. امیدوارم از همین الان تصمیم به نوشتن بگیرید. برخی از خاطرات دوران دانشجویی بنده توسط خودم در یادداشت هایم مضبوط است. سعی می کنم در  آینده ای نزدیک برخی از آنها را به فراخور موضوع از طریق همین وبلاگ منتشر کنم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید...

با احترام

معرفت


 
همکاری گروهی!
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: همکاری گروهی ، دانشجویان کتابداری سمنان ، انجمن های علمی

با سلام

وقتی خبر همکاری گروهی مرتبط با اساتید و دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی را می شنوم یا در نشریات و جراید می خوانم، شادی زایدالوصفی دارم. بسیاری از اوقات پیشرفت آنها را که در قالب انتشار متنی در روزنامه ملی یا محلی، نگارش مقاله ای، کتابی یا آثاری از این دست مشاهده می کنم شوقی وصف ناپذیر سراسر وجودم را می گیرد. بویژه هنگامی که آن اثر از دانشجویان کتابداری واطلاع رسانی دانشگاه سمنان باشد، خرسندی مان چندبرابر می شود.

تحرک های علمی دانشجویان که بیشتر در بستر انجمن های علمی شکل گرفته و هدایت می شوند، زمینه ساز توفیقات بیشتر حرفه ای آنان در  آینده می باشد. آنهایی که فعالیت علمی و پژوهشی دارند به خوبی با مشکلات مرتبط با امر پژوهش آشنایند. گرچه همواره باید تلاش کرد مشکلات را از پیش رو برداشت. به نظر می رسد باید با تحقیق و پژوهش همداستان شد و با آن زندگی کرد. از برخی دانشجویان کتابداری سمنان (همچون خانم سیروسی، خانم زودرنج، خانم حیدری، خانم عمروانی، آقای ناظری و بسیاری دیگر)، اخیرا فعالیت ها و آثاری منتشر شده یا در دست انتشار دیده ام. امیدوارم این آثار و فعالیت ها همیشگی باشند.

با احترام

معرفت


 
نمایشگاه کتاب تهران!
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب تهران

با سلام

نمایشگاه کتاب تهران فرصت مناسبی برای قدم زدن در دنیای کتاب است. فضای نمایشگاه آدم را به وجد می آورد. امیدوارم بتوانیم امسال هم مثل سالهای قبل از نمایشگاه کتاب تهران دیداری داشته باشیم. برخی کتابها که معمولا پیدا کردنشان مشکل است در نمایشگاه قابل یافتن است. برنامه حضورم در نمایشگاه را برای روزهای چهارشنبه و پنج شنبه قرار داده ام. امیدوارم مشکلی پیش نیاید و بتوانم در این دو روز از نمایشگاه دیدن کنم. یکی از شیرین ترین قسمت های نمایشگاه کتاب تهران بخش کودک و نوجوان است. معمولا همراه دخترم، ستایش، یک روز کامل از این بخش دیدن می کنیم. یادم است که سال گذشته فقط نصف زمان بازدید ما اختصاص به عکس هایی یافت که به فراخور از زیبایی های کودکانه نمایشگاه می گرفتیم. بخش کودکان، بخش زیبای نمایشگاه است که ارزش چند بار دیدن را دارد. حوزه کتابهای عمومی هم جالب است. گاهی آثاری می بینی که تورق آن، دلت را تشویق به خرید می کند. آرام ورق می زنی و سطر سطر متون را می خوانی و لذت می بری و در نهایت خرید می کنید. چه خوب! گاهی سطور کتابها سر درد عجیبی نصیبت می کند که دوست داری هرچه زودتر از نمایشگاه بیرون بزنی و در فضای آزاد قدم بزنی و از فضای کتاب فاصله بگیری.

نمایشگاه کتاب وعده گاه خوبی برای همکاران حرفه ای است. در بسیاری از نمایشگاه های کتاب تهران،بارها همکاران حرفه ای را ملاقات کرده ام. بویژه گاهی پیش می آید که همکلاسی های دوران دانشجویی ات را می بینی، اساتید خود را زیارت می کنی و صفایی دارد این ملاقات ها که همراه با تجدید خاطرات است. امیدوارم نمایشگاه امسال هم بتواند بسیار بهتر از سالهای قبل برگزار گردد. نمایشگاهی که برخی آنرا بهشت کتابداران می نامند.

با احترام

معرفت


 
گنجینه اسناد!
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آرشیو ملی ایران ، گنجینه اسناد

با سلام

روز چهارشنبه از آرشیو ملی ایران بازدید کردیم. گرچه نقل و قول های متفاوتی در خصوص مواد آرشیوی شنیدم اما در مجموع باید گفت که آرشیو ملی ایران بسیار ارزشمند است. اسناد تاریخی که محتوای افکار،‌دیدگاه ها و موضوعات مهم و مطرح دوران خود را دربرداشتند بسیار دیدنی بودند. بخش مرمت اسناد و سایر بخش هایی که متخصصان حوزه های دیگر را به نوعی در حوزه آرشیو به همکاری واداشته و با یاری آنها مجموعه ارزشمند آرشیو ملی ایران به راه خود ادامه می دهد،  جالب بود.

با احترام

معرفت

 


 
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: باز باران

با سلام

غرش ابرهای تیره در تاریکی شبی از شبهای اردیبهشت، که پاسی از شب گذشته بود، جوانه بارش و رویش دانه های روشن باران را در ذهنم بیدار کرد. با خود اندیشیدم  شاید" هوا را تیره را می دارد، ولی هرگز نمی بارد". امروز صبح که به محل کارم رسیدم، قطرات ریز باران،جوانتر شده و لطافتی در ذهنم ایجاد کرده بود که بی مثال بود. دستم را به آسمان آبی سپردم تا مهربانی های بیشتری نصیبم شود. آسمان دریغ نکرد و همچنان بخشید.

با احترام

معرفت


 
سال نو مبارک!
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: تبریک سال 1390

با سلام و احترام

امروز بیست و هشتم اسفند ٨٩ می باشد. سال ٨٩ با تمام خوبیهایش، نفس های آخرش را می کشد. وقتی به گذشته می نگریم خاطرات بسیار خوب و اندکی ناخوب متعددی در خاطره هامان نقش می بندد. خاطرات خوب، دلهایمان را روشن می کند و امیدهایمان را تازه می کند. از یادآوری خاطرات خوب لذت می بریم و آرزو می کنیم ای کاش زمان به عقب باز می گشت. خاطرات بخش مهمی از زندگی ما را تشکیل می دهد.

امیدوارم سال جدید، سالی سرشار از موفقت، شادکامی و پیشرفت برای تمامی انسانها باشد. سالی سرشار از کامروایی و صلح، سالی نیکو برای تمامی انسانها.

با احترام

معرفت

 


 
سیمرغ کتابداری و اطلاع رسانی!
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سیمرغ کتابداری و اطلاع رسانی

با سلام

سیمرغ جشنواره فیلم فجر که از مدتها پیش بالهایش را گشوده و به پرواز درآمده بود بر شانه سینماگران فرودآمد. هنگامی که مراسم اختتامیه جشنواره را از تلویزیون نگام می کردم، ناخودگاه و همزمان به جشنواره ادکا فکر می کردم. سینماگران ایران و جهان به دلیل در دست داشتن ابزار فوی رسانه به خوبی و راحتی هر چه تمامتر توانسته اند جشنواره های خود را با سروصدای بسیار زیاد به مخاطبان خود عرضه نمایند و محصولات خود را به نمایش گذارند. در حالی که کتابداران هم می توانند با رسانه های توانمند جشنواره های مرتبط با خود را رسانه ای تر نمایند.

با احترام،

معرفت


 
استاد عشق!
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: معرفی کتاب ، استاد عشق

با سلام و احترام

استاد عشق، عنوان برازنده ای بر کتابی است که به قلم فرزند برومند پروفسور حسابی،در شرح احوال پدر نگاشته شده است.  زندگی پر فراز و نشیب این فرهیخته گرانمایه به شکلی زیبا و هنرمندانه در کتاب استاد عشق به تصویر کشیده شده است. به نظر می رسد هرگاه که در زندگی شخصی با مشکلی مواجه شویم می توانیم از پروفسور حسابی درس زندگی بگیریم. این کتاب را می توانید از اینجا دانلود کنید، اما به نظر می رسد حضور این کتاب در کتابخانه هایمان مناسبتر است.

 این کتاب را بخوانیم و با خواندن آن حوادث دوره ای از تاریخ پر فراز و نشیب اندیشمندان و متفکران ایران عزیزمان را مرور کنیم.

با احترام

معرفت

 


 
تودیع و معارفه آقای دکتر بهمنی سنگسری
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: دانشگاه سمنان ، تودیع و معارفه در دانشگاه سمنان

با سلام و احترام

دکتر رحمان بهمنی سنگسری، معاون آموزشی توانمند و دلسوز دانشگاه سمنان، سکان هدایت حوزه آموزش دانشگاه سمنان را به آقای دکتر محمدیان سمنانی واگذار کرد. دکتر بهمنی، شخصیتی دوست داشتنی و مهربان دارند. همواره برای توسعه دانشگاه سمنان تلاش کردند. وی در مراسم تودیع خود گفتند: دانشگاه سمنان را همچون خانواده خود عزیز می دانم.  توسعه کمی و کیفی حوزه آموزش دانشگاه سمنان  مرهون سخت کوشی افراد توانمندی همچون آقای دکتر بهمنی سنگسری است. آقای دکتر محمدیان سمنانی که سکان هدایت حوزه آموزش دانشگاه سمنان را بر عهده گرفته اند نیز دارای سابقه درخشانی در حوزه مدیریت دانشگاه هستند. برای ایشان هم آرزوی توفیق الهی داریم.

با احترام

معرفت


 
آخرین باری که کتاب خواندم کی بود!
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: آخرین کتاب

با سلام و احترام

این جمله ها، یعنی "آخرین باری که کتاب خواندم کی بود؟" و یا "آخرین کتابی که خواندم چه کتابی بود؟" می تواند همیشه به ما یادآوری کند که زمان زیادی از مطالعه ما گذشته است.

معرفت


 
کتابداران نمونه دانشگاه سمنان معرفی شدند
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: کتابدار نمونه در دانشگاه سمنان

با سلام و احترام

در مراسمی که به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی در فرهنگسرای کومش سمنان با حضور مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی سمنان و جمع کثیری از کتابداران کتابخانه های عمومی، مدارس و دانشگاهی تشکیل شد، سه کتابدار از دانشگاه سمنان به عنوان کتابداران برتر و نمونه انتخاب و معرفی شدند.

خانم گوهر طحان، خانم لاسجردی و آقای حمیدی عارف سه کتابدار نمونه دانشگاه سمنان هستند که در این مراسم از آنان تقدیر به عمل آمد. برخوردهای خوب و مناسب این عزیزان به ویژه سرکار خانم طحان و راهنمایی مناسب آنها و استقبال خوب از دانشجویان عزیز شاخص های مهمی هستند که به نظر می رسد در انتخاب کتابدار نمونه می توان از آن بهره برد.

این موفقیت مهم را به آنها را تبریک می گوییم و امیدواریم در سالهای آینده کتابداران ارجمند بیشتری از دانشگاه سمنان را در فهرست کتابداران موفق کشور ببینیم.

با احترام

معرفت


 
یک چهره ماندگار در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: چهره ماندگار کتابداری

با سلام و احترام

انتخاب شایسته جناب آقای دکتر جعفر مهراد، استاد کتابداری دانشگاه شیراز، به عنوان چهره ماندگار در حوزه کتابداری در سال ١٣٨٩، مایه مباهات کتابداران کشور گردید. دکتر جعفر مهراد شخصیتی ممتاز و بسیار فعال در حوزه کتابداری هستند. موفقیت ایشان را خانواده محترمشان و جامعه کتابداری ایران تبریک می گویم.

معرفت


 
برگزاری نمایشگاه کتاب تخصصی در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب سمنان

با سلام و احترام

دانشجویان انجمن علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان، نمایشگاه کتابی برگزار کرده اند که حاوی جدیدترین عناوین منتشر شده در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی است. عناوین برخی کتابهای تخصصی جالب توجه بودند. کتاب جالبی هم درحوزه طنز کتابداری دیدیم که از خلاقیت های کتابدارانه حکایت داشت. بی شک خواندنش ارزش دارد. این نمایشگاه قرار است مجددا در بازه زمانی دیگری همراه با کتابهای حوزه روان شناسی و روان شناسی کودکان استثنایی در محل دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان برگزار شود. امیدواریم دوستان انجمن موفق به برگزاری نمایشگاه مذکور شوند. ما منتظر خواهیم ماند.

با احترام

معرفت


 
بزرگداشت هفته کتاب و کتابخوانی در دانشکده روان شناسی سمنان!
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: مراسم هفته کتاب و کتابخوانی

با سلام و احترام

به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی، روز گذشته (89/8/23) در آمفی تئاتر دانشکده روان شناسی دانشگاه سمنان، مراسمی برگزار شد و دانشجویان فعال انجمن علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی تلاش چند هفته ای خود را به نمایش گذاشتند.

برگزاری مراسمی از این دست تنها با همکاری گروهی افراد امکان پذیر است. پیش از برگزاری مراسم، گاها ممکن است مسائل و مشکلاتی (به لحاظ بودجه، امکانات یا  سایر نیازها) بوجود آید، ناهماهنگی هایی اتفاق بیفتد، برخی کارهای مهم و ضروری فراموش شود، و ... اما به محض پایان یافتن مراسم، بسیاری از کاستی ها به فراموشی سپرده می شوند و آنچه باقی می ماند، مراسمی زیبا، به یادمانی و سرشار از لحظات شیرین و خوش است. به نوبه خود از تلاش تمامی دانشجویان انجمن کتابداری دانشجویی دانشگاه سمنان و نیز سایر دانشجویانی که بی یاری آنها به نظر می رسد برگزاری مراسم به سادگی امکان پذیر نبود، تشکر می کنم.

امیدوارم مراسمی از این دست، همچنان ادامه داشته باشد. یادمان باشد هیچ تلاشی بی ثمر نخواهد نماند.

با احترام

معرفت

 

 


 
باز باران با ترانه!
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: پاییز در سمنان

با سلام و احترام

قطرات زیبای باران به آرامی بر گونه های انسان می نشینند.‌ دوست داری همیشه زیر باران باشی. زیر باران قدم بزنی و هر از گاهی سرت را به سوی آسمان بلند کنی و قطرات دوست داشتنی باران را یواشکی مزه مزه کنی. به یاد دوران شیرین کودکی ات می افتی. زمانی که دست در دست پسرکان شیرین زبان همراه با دخترکان نازک خیال، شعر کودکانه می خواندی.... بارون می آد شرشر پشت خونه هاجر و ....،و کمی بزرگتر می شوی و دوباره می خوانی: باز باران با ترانه با گهرهای فراوان، می خورد بر بام خانه، یادم آید روز باران گردش یک روز....

اینجا هوا بارانی است. برگهای زرد و نیمه سبز درختی که باران، شانه های خم شده اش را نوازش می دهد با وزش نسیمی سرد بر روی زمین می افتند و ناخودآگاه به یاد خش خش برگ درختان در زیرپا و در هنگام پاییز می افتی. اینجا پاییز است. اما هوا سرد است. اینجا پاییز است اما گویی زمستان چشم براه است تا زودتر بیاید. هنوز پاییز نرفته است و زمستان از دور خیره بر ماست. یک روز صبح که از خواب بیدار می شویم و کوچ پرستوها را می بینیم، شاید آنروز علامت آمدن زمستان باشد. اما اینجا هنوز پاییز است. هوا هنوز هم بارانی است. خدا کند همیشه هوا بارانی باشد. من عاشق بارانم.

باز باران با ترانه...

معرفت

 


 
شهر سمنان به زودی میزبان نمایشگاه کتاب خواهد شد!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه کتاب سمنان ، سمنان

با سلام و احترام

از ٢٠ آبان ماه و به مدت پانزده روز نمایشگاه کتابی در شهر سمنان برگزار خواهد شد. امیدواریم همچون سالهای پیش با استقبال خوب همگان بویژه دانشجویان عزیز مواجه شود. بنده چندین بار تجربه برنامه ریزی، هماهنگی و برگزاری نمایشگاه کتاب در سطح دانشگاه را داشته ام و با مسائل و مشکلات این حوزه به خوبی آشنا هستم. آنچه که همیشه موجب شادی ما و فراموشی مشکلات برگزاری نمایشگاه بود، چهره شاداب و خندان افرادی بود که در نمایشگاه قدم می گذاشتند و ضمن بهره مندی از فضای فرهنگی آن کتابهای مورد نیازشان را نیز می یافتند. گرچه محیط الکترونیک کنونی افراد را به نحوی با خود مانوس کرده است اما به نظر می رسد قدم زدن در فضای کتابخانه ها، کتابفروشی ها و نمایشگاه های کتاب برای همگان جالب و جذاب باشد. حضور در نمایشگاه های کتاب در من همواره احساس شادی و شعف ایجاد می نماید. به همین دلیل گاهی بی صبرانه منتظر شروع  و آغاز به کار نمایشگاه ها هستم.

معرفت

 


 
اعلام نتایج داوری مقالات همایش بین المللی "گویش های مناطق کویری ایران"
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: دانشگاه سمنان

با سلام و احترام

در وب سایت رسمی دانشگاه سمنان امروز  این خبر منتشر شد: "نتایج داوری مقالات همایش بین المللی "گویش های مناطق کویری ایران" اعلام شد. علاقه مندان به پایگاه الکترونیکی همایش به نشانی http://gooyeshconf.semnan.ac.ir مراجعه فرمایند."

به سرکار خانم سمیه سیروسی، دبیر محترم انجمن علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه سمنان، تبریک می گوییم. ظاهرا مقاله ایشان هم با عنوان " کتابشناسی توصیفی 32 ساله گویش استان سمنان (از سال 1357 تا سال 1389)"  در این همایش بین المللی پذیرفته شده است.  مجددا موفقیت ایشان را تبریک می گویم. امیدوارم شاهد موفقیت های روزافزون دانشجویان کتابداری در عرصه های علمی و فرهنگی باشیم.

معرفت


 
کارآموزی می تواند جذاب باشد!
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

با سلام و احترام

کارآموزی درسی است که در گروه های کتابداری برای دانشجویان عزیز ارائه می شود تا آنها با شرایط کار حرفه ای بیشتر آشنا شوند. بسیاری از دانشجویان کتابداری هنگامی که در محیط کارآموزی قرار می گیرند از فضای آرمانی که گاها در کلاس های نظری بوجود می آید فاصله می گیرند. به مرور متوجه می شوند که شرایط محیط کار بسیار متنوع است. مشکلاتی که در محیط کار برای کارآموزان وجود دارد به نظر من قابل مدیریت است. در واقع به نظر می رسد اگر دانشجویان کتابداری از توانمندی های بالقوه و بالفعل خود نهایت استفاده را ببرند می توانند هر تغییری را که متناسب با نیازهای واقعی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی است، در آن محیط ها بوجود آورند. بسیاری از مواقع گلایه ها و شکایت های دانشجویان عزیز را در خصوص کارآموزی شنیده ام اما با کمی بررسی و همفکری با دانشجو و یادآوری توانمندی های حرفه ای و راهنمایی آنها، پیشرفت حرفه ای آنها در امر کارآموزی و یادگرفتن فعالیت های حرفه ای را به وضوح دیده ام.

به نظر می رسد اگر دانشجویان کتابداری در محیط کتابخانه ها سعی کنند تا ایده ها را تبدیل به عمل نمایند هم کارآموزی را درسی خوب و جالب می یابند و هم تجربه هایی کسب می کنند که شاید دیگر هیچ وقت فرصت کسب این تجربه ها برایشان مهیا نباشد.

یادمان باشد که کارآموزی درسی است که مانند آزمایشگاه برای دانشجویان فنی است. همانطور که دانشجویان فنی و علوم پایه در آزمایشگاه با آزمون و خطا سعی می کنند خوب یاد بگیرند، دانشجویان کتابداری هم باید تمام تلاششان را بکار بگیرند تا در این آزمایشگاه تجربیات خودشان را محک بزنند.

با احترام

معرفت


 
مجددا درباره کول نت!
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: iran

با سلام

کول نت یک شبکه بین المللی است که خانم هیلدران کرشمر مسئولیت آن را بر عهده دارد. آدرس این شبکه بین المللی http://www.collnet.de می باشد. علاقمندان می توانند اطلاعات کاملتر را از صفحه اصلی وب سایت دریافت نمایند. امسال همایش کول نت در دانشگاه میسور هند برگزار شد که نزدیک به ٢٠ نفر از اساتید و دانشجویان، و کتابداران ارجمند ایرانی به این همایش مقاله ارسال کردند.

با احترام

معرفت


 
کول نت!
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

با سلام و احترام

امسال کنفرانس کول نت در هندوستان و در دانشگاه میسور برگزار می شود. از ایران هم چندین مقاله به این کنفرانس ارسال شده است. چندی است که آقای اصنافی هم در تلاش است تا با اخذ ویزا در کنفرانس مزبور شرکت کند. ظاهرا هنوز موفق نشده است ویزا بگیرد. امیدوارم تلاشهایشان به نتیجه برسد.

برگزاری کنفرانس کول نت در ایران می تواند بسیار مفید باشد. تلاش می کنیم در گروه کتابداری دانشگاه سمنان زمینه برگزاری یک همایش بین المللی را فراهم کنیم. اعضای گروه در تکاپوی رایزنی ها برای شکل گیری و هدایت یک کنفرانس بین المللی هستند. امیدواریم همه تلاش ها نتیجه بخش باشد.

معرفت


 
← صفحه بعد